{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودک که بودم ....

کودک که بودم ....
وقتی زمین میخوردم ...
مادرم مرا می بوسید...
تمام دردهایم از یادم میرفت ...
دیروز زمین خوردم،دردم نیامد ...!!
به جایش تمام بوسه های مادرم به یادم آمد...
دیدگاه ها (۲)

وای عالیه این متن خودش گفتـــه:

تــا "خــدا" هــسـت ، هــیـچ لــحـظـه ای آنــقـدرســخـت نــم...

عاشق هم شدی...... مثل زلیخا سمج باش! آنقدر رسوا بازی دربیاور...

دماغ ایرانی در حال انقراضه! . . . . . . . در حفظ این سرمایه ...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

پارت ۶هاشیراما با یک سینی شربت آمد داخل . کمی بازیگوشانه گف...

دختری که ملکه ی جهنم شد

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

قسمت ۶

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط