{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان کوتاه بزرگترین درس زندگی

داستان کوتاه بزرگترین درس زندگی
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید ...
دیدگاه ها (۳)

داستان کوتاه بزرگترین درس زندگی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد...

ﺑﻴﻮﮔﺮﺍﻓﻲ ﻣﺎﺯﻳﺎﺭ ﻓﻼ‌ﺣﻲ :ﻣﺎﺯﯾﺎﺭ ﻓﻼ‌ﺣﯽ ﻣﺘﻮﻟﺪ 26 ﻣﻬﺮ ﻣﺎﻩ 1353 ﺗﻬ...

متحرک فوق العاده زیبا

اره دیگه

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.بعد از ل...

داستان کوتاه بزرگترین درس زندگی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد...

.فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند...

فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

💞 🍃 💞 🍃 💞 فیلسوفی لطیفه‌ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط