{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Even if Im in danger

Even if I'm in danger.


Part¹


ویو ات
امروز حالم خیلی بد بود
جون  نداشتم راه برم
جونگکوک هم سرکار بوود
خوابیده بودم کز کزده بودم رو تخت
صدای در اومد
خیلی ذوق کردم جونگکوکی اومده
وقتی اومد دیدم سر و وضعش خیلی خرابه
تا الان سابقه نداشت اینطوری بیاد
کتش چروک بود
موهاش ژولیده بود
کراواتش شل بود

ات:کوکی چیزی،شده؟هق
کوک :حالم خوب نیست بیب
ات: بزار کمکت کنم

بزور بلند شدم و کتش درآوردم
کم مونده بود از حال بره
کراواتشو درآ ردم
پیرهنش هم دراووردم
ار م بردمش رو تخت
بوسه ای گزاشتم رو پیشونیش که لبخند زد

کوک:میشه بخوابی پیشم خیلی خستم شب هم قراره با دوستام بریم جنگل
ات: یعنی چی به دوتامون شده منم جون ندارم
یعنی میخوای منو تنها بزاری(شبیه بغض)
کوک: نه عشق زندگیم باهم دیگه میریم
ات: میشه بغلت باز کنی بیام توش

جونگکوک بغلش باز کردم
منم بلافاصله رفتم توی بغلش
اونم طبق عادت دستش کرد تو لباسم
و گزاشت روی سینه هام

پرش زمانی به شب..............................

Even if I'm in danger.: حتی برای تو در خطر میفتم

شرط پارت بعد
لایک ۲۵
کامنت ¹³
دیدگاه ها (۴۰)

Part²داشتیم وسایل جمع میکردیممن حالم خوب شده بودولی جونگکوک ...

Part3ات ویوخواب بودمولی حدس میزدم ساعت تقریبا ۳ یا ۴ صبحهدید...

Part ۳کوک در چادر بست کوک :اخیششش اصلا خواب بدون بغل تو معنا...

Part 2چت ات: باشه الان یکاری میکنم هق..کوک:هولااااااااااات و...

#رز_زخمی_من part. 93*جونگکوک برای ات یه ابمیوه اورد.*جونگکوک...

رفتیم سمت عمارت مامان کوک و باباش )) علامت خانم جعون م ک*م.ک...

☆راند اخر☆part 18جونگکوک: باشه بابا ات: جونگکوک؟ جونگکوک: هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط