{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بود

میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بود
میسوختم از حسرت و عشق تو بَسَم بود

عشق تو بَسَم بود، که این شعله بیدار
روشنگرِ شب های بلند قفسم بود

آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود

دستِ من و آغوش تو، هیهات که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

بالله، که بجز یاد تو، گرهیچ کسم هست
حاشا،که بجز عشق تو، گر هیچ کسم بود

سیمای مسیحاییِ اندوه تو، ای عشق
درغربت این مهلکه فریادرسم بود

لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم
رفتم، به خدا گر هوسم بود، بَسَم بود 
دیدگاه ها (۴)

کی دوس داره خیلی خوش مزه هست

♥♥

چه بی تفاوت زندگی می کنند آدم هابی آنکه بدانند در گوشه ای از...

خدا کمک کن

شعله بیدار میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بود میسوختم از حسر...

میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بودمیسوختم از حسرت و عشق تو بَ...

میخواهم و می خواستمت، تا نفسم بودمیسوختم از حسرت و عشق تو بَ...

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم...

💞می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو...

می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو ...

میخواهم ومی خواستمت تا نفسم بود...میسوختم ازحسرت و عشق تو بس...

می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو ...

فریدون مشیری می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود می سوختم از ح...

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط