{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی روباه به گرگ گفت:

روزی روباه به گرگ گفت:

زندگی را یادم بده
ﮔﺮﮒ:

از بالای تپه بپر
ﺭﻭﺑﺎﻩ:

پایم میشکند
گرگ:

بپر میگیرمت

ﺭﻭﺑﺎﻩ ﭘﺮﯾﺪ گرگ نگرفتش..

ﺭﻭﺑﺎﻩ:

چرا نگرفتی؟؟

گـــــــــــــــرگ گفـــــــــــت درس اول :

اعــــــــــــِتماد یـــــعنی مرگ ...
دیدگاه ها (۱۸)

این پست واسه کمالگرا هاستخب مثل من کلی برنامه میچینی ارزو دا...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

پیوند خون و اختیارپارت ۹ | مرز بین اعتماد و خیانتاون شب، پار...

سلام بچه ها خوبین امیدوارم که هیچ وقت طعم مریضی رو نچشید بچه...

پارت چهل‌وششم | «خدا رو چه دیدین...»پارک لارابعد از صبحونه، ...

You are paying back karma پارت¹⁷⁰⁹:⁰⁵با صدای آلارمش بیدار شد...

Cieloپارت ۵از زبان کوکوقتی تهیونگ و دیدم فهمیدم حالش خوب نیس...

پارت ۱ ویو ا.ت شاید هر کسی بتونه زندگی خوب و آرومی داشته باش...

پارت ۶۳ آریانا چند ثانیه فقط به مدیر خیره ماند.ـ خونه‌ی من؟م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط