{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرمای دستانت لذت غریبی داشت...

گرمای دستانت لذت غریبی داشت...
صدایت هر لحظه مرا شادتر میکرد و عاشقتر...
عطر تنت ریه های مریضم را پر کرده بود...
میبوسیدمت و هربار لذت میبردم
لذت میبردم ک تورا دارم و تعجب میکرد...چون ماه ها بود ک رفته بودی ولی حال در آغوش من...
که ناگهان صدایِ زنگِ گوشی با تمام قدرت سیلیِ محکمی به تصوراتم زد...
و باز تنهایی...
دیدگاه ها (۱)

+18.دخترک سیلی محکمی ب پسرک زد و ب او گفت خفه شو..پسرک دست ا...

ک جونگوو غذاشو تموم کرد و اومد پیش من نشستویو جونگووغذامو از...

پسرکی بود عا شق دخترکیروزها گذشت و دخترک نیز عاشق شدهر دو عا...

سناریو :مخفیانه همدیگه رو دوست دارین و شب از بالکن به اتاقت ...

ادامه سناریو قبلی...(هیونگ‌لاین)شوگا:داشتین از تولد دوستت بر...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

وانشات از jimin

وانشات از جیمین

#پارت_۶هیونجین بدون خداحافظی بلند شد و رفت بیرون. تو هم دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط