{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود
و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود

آتشی بودی و هروقت تو را می دیدم
مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود

مثل یک غنچه که از چیده شدن می ترسید
خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود

هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم
کم نشد فاصله؛ تقصیر تو هر چند نبود

شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول
بین این دو چه کنم نقطه ی پیوند نبود

مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت
جای آنها که به دنبال تو بودند نبود

بعد از آن هر که تورا دید رقیبم شد و بعد
اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود

آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته!
کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود
.

.








کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۷)

عاقبت بعد از هزاران زنگ و پیغام آمدیخانه ام را موزه کردند و ...

---@گوُهرشناسی ِتو بقدرِ قدیم نیست؟ یا - اشک من شبیه به دُ...

،دکترها می‌گویند دیدنت برای ناراحتیِ قلبی ام خوب استبیچاره د...

....عصرها بعد از اداره... بعد جنگ تن به تن خانه با لبخند می‌...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پبش کسی غیر خداوند ن...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پبش کسی غیر خداوند ن...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پیش کسی غیر خداوند ن...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پبش کسی غیر خداوند ن...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پیش کسی غیر خداوند ن...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پیش کسی غیر خداوند ن...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پیش کسی غیر خداوند ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط