عشقم یه سیلی زدو گفت :تو بهم خیانت کردی
عشقم یه سیلی زدو گفت :تو بهم خیانت کردی
گفتم:تو هم بکن
چند ماهی گڌشت سوار ماشین عروس دیدمش خیلی خوشتیب شده بود
با خنده اومد طرفمو گفت :دیدی منم تونستم
سیر دل نگاش کردمو گفتم مبارکه اشک تو چشام حلقا بسته بود خندیدمو رفتم
بعده یه ماه نمیدونم کی بهش گفته بود
تو بیمارستان بستری بودم فهمید سرطان دارم
اومد ملاقاتمو گفت :خیلی بی معرفتی چرا اینکارو کردی
بغض کردم بهش گفتم من تو مراسمه عروسیت خندیدم ولی تو ،تو مراسم ختمم گریه نکن
گفتم:تو هم بکن
چند ماهی گڌشت سوار ماشین عروس دیدمش خیلی خوشتیب شده بود
با خنده اومد طرفمو گفت :دیدی منم تونستم
سیر دل نگاش کردمو گفتم مبارکه اشک تو چشام حلقا بسته بود خندیدمو رفتم
بعده یه ماه نمیدونم کی بهش گفته بود
تو بیمارستان بستری بودم فهمید سرطان دارم
اومد ملاقاتمو گفت :خیلی بی معرفتی چرا اینکارو کردی
بغض کردم بهش گفتم من تو مراسمه عروسیت خندیدم ولی تو ،تو مراسم ختمم گریه نکن
- ۷.۶k
- ۲۶ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط