{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقم یه سیلی زدو گفت :تو بهم خیانت کردی

عشقم یه سیلی زدو گفت :تو بهم خیانت کردی
گفتم:تو هم بکن
چند ماهی گڌشت سوار ماشین عروس دیدمش خیلی خوشتیب شده بود
با خنده اومد طرفمو گفت :دیدی منم تونستم
سیر دل نگاش کردمو گفتم مبارکه اشک تو چشام حلقا بسته بود خندیدمو رفتم
بعده یه ماه نمیدونم کی بهش گفته بود
تو بیمارستان بستری بودم فهمید سرطان دارم
اومد ملاقاتمو گفت :خیلی بی معرفتی چرا اینکارو کردی
بغض کردم بهش گفتم من تو مراسمه عروسیت خندیدم ولی تو ،تو مراسم ختمم گریه نکن
دیدگاه ها (۲)

★★★★

فکر کنم سلیقه منو خدا یکی بود چون هرکیرو که من انتخاب میکردم...

به نظر من عشق یا وجود نداره یا اپیکلیشنش رو من نصب نمیشه

به بعضیا باس گغت عزیزه دلم اونی که با دیینت کف میکنه دلستره ...

پارت چهاردهم

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

پارت آخر

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 208♡⁠。⁠)⁩با آرا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 194♡⁠。⁠)⁩هر اشک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 206♡⁠。⁠)⁩يکي از...

Part ⁴⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)وارد ز...

رمان عشق مافیا پارت 8از زبان ا/تگفت : نمیدونم کاره کی بوده و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط