در دست گلی دارم، این بار که می آیم
در دست گلی دارم، این بار که می آیم
کان را به تو بسپارم، این بار که می آیم
در بسته نخواهد ماند، بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم، این بار که می آیم
هم هر کس و هم هر چیز، جزعشق تو پالوده است
از صفحه ی پندارم، این بار که می آیم
ابرم همه بارانم، وی باغ گل افشانم !
جز بر تو نمی بارم، این بار که می آیم
خواهی اگرم سنجی، می سنج که جز مهرت
از هر چه سبک بارم، این بار که می آیم
سقفم ندهی باری، جایی بسپار ، آری
در سایه ی دیوارم، این بار که می آیم
زان بیهُشی سنگین ، وآن خواب غبار آگین
هشیارم و بیدارم ، این بار که می آیم
باورکن از آن تصویر ــ آن خستگی، آن تخدیر ــ
بی زارم و بی زارم ، این بار که می آیم
دیروز بهل جانا ! با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم ، این بار که می آیم
کان را به تو بسپارم، این بار که می آیم
در بسته نخواهد ماند، بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم، این بار که می آیم
هم هر کس و هم هر چیز، جزعشق تو پالوده است
از صفحه ی پندارم، این بار که می آیم
ابرم همه بارانم، وی باغ گل افشانم !
جز بر تو نمی بارم، این بار که می آیم
خواهی اگرم سنجی، می سنج که جز مهرت
از هر چه سبک بارم، این بار که می آیم
سقفم ندهی باری، جایی بسپار ، آری
در سایه ی دیوارم، این بار که می آیم
زان بیهُشی سنگین ، وآن خواب غبار آگین
هشیارم و بیدارم ، این بار که می آیم
باورکن از آن تصویر ــ آن خستگی، آن تخدیر ــ
بی زارم و بی زارم ، این بار که می آیم
دیروز بهل جانا ! با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم ، این بار که می آیم
- ۱.۴k
- ۰۸ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط