{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دست گلی دارم، این بار که می آیم

در دست گلی دارم، این بار که می آیم

کان را به تو بسپارم، این بار که می آیم

در بسته نخواهد ماند، بگذار کلیدش را

در دست تو بسپارم، این بار که می آیم

هم هر کس و هم هر چیز، جزعشق تو پالوده است

از صفحه ی پندارم، این بار که می آیم

ابرم همه بارانم، وی باغ گل افشانم !

جز بر تو نمی بارم، این بار که می آیم

خواهی اگرم سنجی، می سنج که جز مهرت

از هر چه سبک بارم، این بار که می آیم

سقفم ندهی باری، جایی بسپار ، آری

در سایه ی دیوارم، این بار که می آیم

زان بیهُشی سنگین ، وآن خواب غبار آگین

هشیارم و بیدارم ، این بار که می آیم

باورکن از آن تصویر ــ آن خستگی، آن تخدیر ــ

بی زارم و بی زارم ، این بار که می آیم

دیروز بهل جانا ! با تو همه از فردا

یک سینه سخن دارم ، این بار که می آیم
دیدگاه ها (۱)

زندگی یعنی من،... یعنی تو.... پس ببوس و کنار بگذار ...! هر آ...

من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... هیچ...

کیفــیت یعـنی همــین جنـــسِ قشــــنگِ مــــوی توبهــــــتری...

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط