{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید خیره بودم به تو و جرات

مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم کم نشد فاصله، تقصیر تو هر چند نبود
دیدگاه ها (۱)

‌‌ ❣ ️🍂 باز لب های عطش کرده ی من ❣ ️🍂 لبِ سوزان تو را می ج...

از کجا پیدا شدی، اینگونه درگیرت شدم من هوادار و هوا خواه و غ...

و ماعاشقانه ای را رقم خواهیم زدکه کل شاعران شهردیدشان به پای...

تنهایت نمیگذارم... حتی اگر تقدیرم با " تو"نباشد " اما من با ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part31نفس عمیقی کشیدمو رو تخت نشستم دلم خیلی ...

کپشن مهمه🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و یک میخواستم دستمو عقب بکشم ...

🖤 پارت ۴۶ | «آخرین نقشه»پدر لانا لبخند زد.— «بالاخره همه خان...

Otagh baghli Part 48 «ویو سوهو » نمیتونم خودم رو کنترل کنم ....

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 208♡⁠。⁠)⁩با آرا...

part 6

سرنوشت(ویو رایا)چند ساعت گذشته بود و شوگا هنوز برنگشته بود.ر...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁶بدون اینکه حتی متوجه گذر زمان بشم با...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

از بعد رفتنت دیگه هیچی مثل قبل نشد.انگار قلبم وارد یه زمستون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط