{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک سرازیر می شود

اشک سرازیر می شود


وقتی لبم ز روی تو دلگیر می شود
بی اختیار اشک سرازیر می شود


این اشک هم که یخ زده بر روی گونه ام
با گرم بوسه ای ز تو تبخیر می شود


در قاب قلب من که برای تو می تپد
عمریست عکس روی تو تصویر می شود


گفتی:به من نگاه مکن، خوب من چرا؟!
آخر مگر کسی ز تو هم سیر می شود؟!


من با طنین گام تو ای دوست زنده ام
امشب بیا که صبحدمان دیر می شود


منظومه نگاه خودت را نشان دهی
خورشید تا همیشه زمین گیر می شود
دیدگاه ها (۴)

به یاد گذشته نوشتمسر زنگ املا معلم به من گفت عزیزقلم را بچرخ...

لحظه تحویلآسمان امروز قوز بالاقوزشرجی و مرموز قوز بالاقوزکار...

خیالت تختدیگر از عشقت نمی گویم خیالت تختبر سر راهت نمی رویم ...

عروسی تو مبارکشب بود و عیش بود دلم تنگ تنگ شدهرچند میهمانی ت...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟏مینا با دیدن اشک روی گونه‌ی ...

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣعصر همان روز، تو صدا...

مرد بی رحم

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

dark life = 12

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p59صدای نینا محکم‌تر از قبل بود.«تو یه جم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط