خیالت تخت
خیالت تخت
دیگر از عشقت نمی گویم خیالت تخت
بر سر راهت نمی رویم خیالت تخت
کوچه های اشتباهی را به دنبالت
یک به یک دیگر نمی جویم خیالت تخت
پس برای اینکه بار آخرم باشد
می شکانم هردو زانویم خیالت تخت
شیشه ای از دست سر مستی نمی گیرم
جام را حتی نمی بویم خیالت تخت
مطمئن بودم که تو در طول این مدت
فکر میکردی که هالویم خیالت تخت
بعد از آنکه این غزل را هدیه ات کردم
دست از چشم تو می شویم خیالت تخت
اینهمه شعر از شما گفتم چه فهمیدم؟!
دیگر از عشقت نمی گویم خیالت تخت
دیگر از عشقت نمی گویم خیالت تخت
بر سر راهت نمی رویم خیالت تخت
کوچه های اشتباهی را به دنبالت
یک به یک دیگر نمی جویم خیالت تخت
پس برای اینکه بار آخرم باشد
می شکانم هردو زانویم خیالت تخت
شیشه ای از دست سر مستی نمی گیرم
جام را حتی نمی بویم خیالت تخت
مطمئن بودم که تو در طول این مدت
فکر میکردی که هالویم خیالت تخت
بعد از آنکه این غزل را هدیه ات کردم
دست از چشم تو می شویم خیالت تخت
اینهمه شعر از شما گفتم چه فهمیدم؟!
دیگر از عشقت نمی گویم خیالت تخت
- ۶.۳k
- ۱۴ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط