{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار هر چه از دست میرود برود ...

بگذار هر چه از دست میرود برود ...

دیوارهای دنیا بلند است
و من گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار ...
مثل بچه ی بازیگوشی که توپ کوچکش را
از سر شیطنت به خانه ی همسایه می اندازد
گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار .
آن طرف حیاط خانه ی خداست ...
و آن وقت هی در می زنم در می زنم در می زنم
و می گویم دلم افتاده تو حیاط شما
می شود دلم را پس بدهید !؟
کسی جوابم را نمی دهد
کسی در را برایم باز نمی کند
اما همیشه دستی دلم را می اندازد این طرف دیوار
همین ...
و من این بازی را دوست دارم
همین که دلم پرت می شود این طرف دیوار
همین که ...
من این بازی را ادامه می دهم
و آنقدر دلم را پرت می کنم
آنقدر دلم را پرت می کنم تا خسته شوند
تا دیگر دلم را پس ندهند
تا آن در را باز کنند و بگویند
بیا خودت دلت را بردار و برو ...!
آن وقت من می روم و دیگر هم بر نمی گردم
من این بازی را ادامه می دهم ...
دیدگاه ها (۴)

...همیشه باید کسی باشد...تا بغض‌هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ا...

اینکه غلط هایم سر به فلک کشیده و توبه می کنم بماند!تو غفوری....

این قرارداد تا ابد میان ما برقرار بادچشمهای من به جای دست ها...

تو ماه را بیشتر از همه دوست می داشتیو حالا ماه هر شب تو را ب...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

.من هربار توی چشم‌هایتان از توی این فیلم‌ها خیره می‌شوم بچه‌...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط