{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق و جنایت

عشق و جنایت
part:¹

فلش بک
یونهی ویو
من همش ۱۳ سالمه چرا باید انقد خانوادم عذابم بدن دیگه نمیکشم اون دوتام بچه های شمان چرا فقط من باید بدبختی بکشم چرا اونا رو سر تر از من میبینین
دیگه نمیکشم سر این خانواده یه بیماری افتضاح اومد سراغم
من الان اختلال دوقطبی دارم و دارم کنترلش میکنم
دیگه نمیکشم باید فرار کنم
همین امشب فرار میکنم
ساعت ۳ شب
اان ویگه همه خوابن پس بهتره برم در قفله پس از پنجره اتاق خودم میپرم تو حیاط

پایان فلش بک

یلد از اون زمان من دیگه خودم کار کردم و درس خوندم و الان یه دکتر معروف تو کره شدم
ولی خب من دوتا شخصیت دارم چون هنوزم اختلال دو قطبی دارم
یه دکتر و یه مافیای دلال
من میتونم کنترلشون کنم هروقت بخوام میتونم ازشون استفاده کنم
(^اینجا تو حالت اون مافیا اس)
همه پلیسا دنبالم ولی نه اسممو میدونن نه قیافمو دیدن چون من همیشه یه نقاب میزنم و حتی زیر دستامم اسممو نمیدونن
پس راحتم
چند ساعت بعد
دوباره این پلیسا ریختن اینجا که اه اون مین یونگی ول کن نیس
من هیوقت نمیرم تو این دعوا ها
اعضای این باند همه خوبن و خیلی سخت گیرشون اوردم پس لازم نیس من کاری کنم خودشون حساب اون پلیسا رو میرسن
من الان باید برم بیمارستان چون قطعا یکی از این پلیسا تیر میخورن و باید برن برای جراحی

از زبون راوی

چندتا از پلیسا مردن و
واووو
یونگی تیر خورده و پلیسا دارن عقب نشینی میکنن و یونگی تو راه بیمارستانه






خب میدونم چرته ولی خب🗿🌚
دیدگاه ها (۰)

عشق و جنایت part:²یونگی ویوچند مین قبل من باید از این باند ا...

عشق و جنایت part:³یه هفته بعد یونگی ویوتو این یه هفته نتونست...

معرفی فیک عشق و جنایت (البته قرار نیس توضیح کامل بوم بعضی چی...

پارت هشت لونا: اون اون مادرم بود اشکام رو پاک کردم و جواب دا...

پارت سیزده ویو یونگی با چیزی که دیدم خشکم زد یه پسر کنار لون...

ازدواج اجباری پارت۱

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

You are paying back karma پارت¹⁵با صدای در زدن به خودش اومد....

فیک جونگکوک

سلاممممممم می خوام از این به بعد مثل میا سلام بدم خب بچه ها ...

پارت ۱۲ تا اینکه جیمین یه چیزی یادش اومد ( فلش بک به زمانی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط