{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق رمانتیک من

عشق رمانتیک من
❤😎پارت ۵۵

ویو لارا

به سمت عمارت جونکوک رفتم و وقتی رسیدم آجوما در و باز کرد و با راهنماییش به سمت اتاق هینا رفتم و وسایلش و بعداز ۱۵ مین جمع کردم رفتم پایین داشتم از آجوما خدافظی میکردم که

جیمین: شما؟

لارا: دوست هینا ام

جیمین: آها خوشبختم

جونکوک: چرا وسایلشو جمع کردی؟

لارا: به شما ربطی نداره

جونکوک: من شوهرشم به من ربطی نداره؟ هه

لارا: از الان نه شما برو درگیر جنده بازیت باش مگه سرت شلوغ نبود

که دیدم جیمین بهم چشم و ابرو میره ولی دیگه دیر شده بود اومد سمتم و گلومو گرفت و گفت

جونکوک: منظورت چیه هااا؟ (داد)

دستشو پس زدم و

لارا: (نیشخند) آیش عوضیی به زودی میفهمی😏

و بعد رفتم

کوک: برو دنبالش ببین کجا میره

جیمین: چشم قربان

ویو جیمین

رفت سمت خونه اش و تا آخر مسیر دنبالش کردم و خیالم راحت شد ولی چه دختر هاتی بود فکرکنم روش کراش زدم اوفف فکرنکنم دوست پسر داشته باشه حالا بعدا از هینا میپرسم فعلا برم به ارباب خبر بدم.

تق و تق در زدم دست پر اومد خب جدی باشیم هینا در و باز کرد و رفتیم تو ماشین لارا

ویو هانیل

یهو تلفنم زنگ خورد ته بود گوشیو سایلنت کردم و گذاشتمش کنار

هینا: چرا جوابشو نمیدی؟

هانیل: دلم نمیخواد باهاش حرف بزنم

هینا: کوک به من خیانت کرده تو چته؟

هانیل: بالاخره بعدشم این چندوقته رفتارش باهام خوب نیست مدام عصبیه نمیخوام ببینمش

لارا: بسته از تو فکرشون بیاید بیرون بابا

ویو لارا

صدای آهنگ و زیاد کردم و سرعت ماشینو بردم بالا

رسیدیم فرودگاه بلیطمون سمت تایلند بود بعداز کار های جزئی رفتیم تو هواپیما قسمت VlP و خلوت کردیم

هنوز ویو لارا ایم

داشتم عکس میگرفتم و کیوت بازی در می آوردم که یه پیام برام اومد بازم کردم ناشناس بود میخواستم جواب ندم کل دیدم دیدم جیمینم پس کنجکاو شدم که نوشته بود...
دیدگاه ها (۱۷)

عشق رمانتیک من❤😎پارت ۵۶نوشته: خانوم کوچولو مراقب رفتارت باش ...

نجات پروانه🦋🖤پارت ۵پس بریم رفتیم پایین و به آجوما گفتم میز و...

عشق رمانتیک من😎❤️پارت ۵۴رفتم کمی داخل که از گوشه اتاق دیدمشو...

هعی💔

عشق رمانتیک من❤😎پارت ۶۳تق تق خدمتکار: خانوم لطفا زودتر تشریف...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۶۵هانیل: گمشو جونگ هی: اون..اون نگاه چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط