{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز رفتم گل فروشی,

امروز رفتم گل فروشی,
فروشنده گفت چه گلی میخواین?







گفتم:

فاطما گل
بیشور بیرونم کرد!!
دیدگاه ها (۲)

زندگی باید کرد! گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ، گاه باید ...

سلام بچه ها من زوروی ویس باهاتون یه صحبت کوچولو دارماین ج...

√کودکی گل فروش باصدای عاجزانه التماسم کرد:√‘‘‘گل بخر’’’√‘‘‘گ...

گلی چیدم فرستادم برایت غضب کردی فکندی زیر پایت.....گرچه ندار...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

محاصره دریایی واقعٱ اثر داشته سال گذشته، همین موقع بود که رف...

" سه شنبه "" ویو لیا " امروز روز عروسی بود و من واقعا دلم نم...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و یک مین جی: با قدم های ا...

اسم فیک:عشق اجباری منپارت: بیست و دوم "ویو مین جی"به سمت اتا...

P5ویو جیهوپ:دیدم دلخور شده آماده شدم رفتم شیرینی فروشی نصف ج...

رمان عشق مافیا پارت 3 از زبان ا/تگفتم : جیمین خدا چیکارت کنه...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_21فروشنده لب های ژل زده اش ر...

دیروز رفته بودم یه مجموعه رستوران و يه آقای رندوم گفت سوييچ‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط