P5
P5
ویو جیهوپ:دیدم دلخور شده آماده شدم رفتم شیرینی فروشی
نصف جعبه رو شیرینی برا دایون
نصف جعبه هم برا هه جین
بعد از اینکه تحویل دادن
رفتم گل فروشی یه دسته گل هم بستم
رفتم خونه
جیهوپ:من اومدم*با صدای بلند
هه جین:*نیم نگاهی بهش کرد
دایون:*بدو بدو از اتاق بیرون اومد بیرون رفت سمت جیهوپ
سلاممممم بابایییی
جیهوپ:سلام زندگیممممم
هه جین:*چپ چپ نگاش کرد
جیهوپ:*شیرینی ها رو سمت هه جین گرفت
نمیخوای ببینی توش چیه؟؟
هه جین:نه نمیخوام
جیهوپ:*در جعبه رو باز کرد یکی از شیرینی های هه جین رو برداشت
اومممم خوشمزه هستتت
هه جین:چی؟؟از اونا هس
به منم بدهههه
جیهوپ:نه دیگه گفتی یادت میمونه با ساعتش شیرینی رو میخوای چیکار
هه جین:عههه اذیت نکن
*چشمش افتاد به گل
این برا کیههه
جیهوپ:چون مثل تو نیستمم
گل برای گل گرفتمم
هه جین:مرسی عزی....
دایون:اصلا به من نگا نمیکنیدددد به من شیرینی نمیدیددد
باباییی برا من گل نگرفتیییییی؟؟؟
جیهوپ:نه برا شما هم شیرینی گرفتمممم
دایون:کووو فقط تو و مامانی توی جعبه رو میبینید
من نمیبینمممممم
جیهوپ:*جعبه رو پایین تر اورد
دایون:نه من شیرینی خامه ایی نمیخواممممم من از اینا میخواممم
*شیرینی های هه جین
جیهوپ:ولی اونا برا مامانت هست
دایون:من از اینا میخوامممم
برا من گل نگرفتیییی
من دیگه دختر شماها نیستمممممم
شما ها منو اذیت میکنیدددددد
با همتون تا اخرِ اخرِ عمرمممم باهاتون قهرممممم*رفت اتاقش در رو محکم کوبید
جیهوپ:هه جین میشه.....
ویو جیهوپ:دیدم دلخور شده آماده شدم رفتم شیرینی فروشی
نصف جعبه رو شیرینی برا دایون
نصف جعبه هم برا هه جین
بعد از اینکه تحویل دادن
رفتم گل فروشی یه دسته گل هم بستم
رفتم خونه
جیهوپ:من اومدم*با صدای بلند
هه جین:*نیم نگاهی بهش کرد
دایون:*بدو بدو از اتاق بیرون اومد بیرون رفت سمت جیهوپ
سلاممممم بابایییی
جیهوپ:سلام زندگیممممم
هه جین:*چپ چپ نگاش کرد
جیهوپ:*شیرینی ها رو سمت هه جین گرفت
نمیخوای ببینی توش چیه؟؟
هه جین:نه نمیخوام
جیهوپ:*در جعبه رو باز کرد یکی از شیرینی های هه جین رو برداشت
اومممم خوشمزه هستتت
هه جین:چی؟؟از اونا هس
به منم بدهههه
جیهوپ:نه دیگه گفتی یادت میمونه با ساعتش شیرینی رو میخوای چیکار
هه جین:عههه اذیت نکن
*چشمش افتاد به گل
این برا کیههه
جیهوپ:چون مثل تو نیستمم
گل برای گل گرفتمم
هه جین:مرسی عزی....
دایون:اصلا به من نگا نمیکنیدددد به من شیرینی نمیدیددد
باباییی برا من گل نگرفتیییییی؟؟؟
جیهوپ:نه برا شما هم شیرینی گرفتمممم
دایون:کووو فقط تو و مامانی توی جعبه رو میبینید
من نمیبینمممممم
جیهوپ:*جعبه رو پایین تر اورد
دایون:نه من شیرینی خامه ایی نمیخواممممم من از اینا میخواممم
*شیرینی های هه جین
جیهوپ:ولی اونا برا مامانت هست
دایون:من از اینا میخوامممم
برا من گل نگرفتیییی
من دیگه دختر شماها نیستمممممم
شما ها منو اذیت میکنیدددددد
با همتون تا اخرِ اخرِ عمرمممم باهاتون قهرممممم*رفت اتاقش در رو محکم کوبید
جیهوپ:هه جین میشه.....
- ۲۲۸
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط