{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ام لابه لاى اين روزها

نشسته ام لابه لاى اين روزها
ثانيه به ثانيه ورق ميزنم زنده بودنم را
به خود تلقين ميكنم مدام
( اين روزها ميگذرد )
مى خواهم خودم راگم كنم
مى نويسم
مى خوانم
ميگريم
ميخندم

اما ياد تو باز مرا به بودن ميكشد
يا بيا مرا از اين ثانيه ها بگير
يا يادت را هم ببر

تا اسوده تر گم شوم !
اين روزها نميگزرد !
دیدگاه ها (۱)

دل بستم به قلب مهربانت،ضربان قلبت، تپش قلب بی تابم شددل بستم...

هر روز، به عشق تو ،دوباره زاده می شومبه دست گرم توبه چشم مست...

چیزی درتو.....مرا به دلدادگی می برد...آن سان که گلهابا کمند ...

گاهی همه زندگی اتدر یــــــک"تـــــــو"خلاصه می شود..."تــــ...

گاهی که دلم به سویت پر می کشد ...و دل تنگت می شوم ...برایت م...

... این روزها سایه ای پشت پنجره ی اتاقم مردد و مبهوت به چشمه...

مرا در آغوش بگیر آنقدر سفت ، آنقدر محکم ، که حس کنم جایی برا...

از تو سکوت مانده و از من، صداے توچیزے بگو که من بنویسم به جا...

_______________دل آزردهمرور میکنم آرزوهایمبی قراری هایم ، دل...

_______________دل آزردهمرور میکنم آرزوهایمبی قراری هایم ، دل...

یک‌روز پاهایم را بر می‌دارمدستانم راچشمانم راقلبم را!و  هر آ...

یک‌روز پاهایم را بر می‌دارمدستانم راچشمانم راقلبم را!و  هر آ...

مرا به همان روستایِ دور افتاده ببر ،به همان کلبه ی قدیمی و س...

می‌بینیترسِ نبودنت چه به روزم آورده است؟و وحشت گم کردن دستی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط