حکایت رفاقت من با تو ،
حکایت رفاقت من با تو ،
حکایت قهوه ایست کـــــــــه امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم ،
که با هر جرعه اش بسیار اندیشیدم !
"این طعم را دوست دارم یا نه "?!
و آنقدر گیر کردم
بین دوست داشتن ونداشتن
که انتظار تموم شدنش را نداشتم !!!
وتمام که شد فهمیدم
باز هم قهوه میخواهم ....
حتی تلخ تلخ ..... !!!
حکایت قهوه ایست کـــــــــه امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم ،
که با هر جرعه اش بسیار اندیشیدم !
"این طعم را دوست دارم یا نه "?!
و آنقدر گیر کردم
بین دوست داشتن ونداشتن
که انتظار تموم شدنش را نداشتم !!!
وتمام که شد فهمیدم
باز هم قهوه میخواهم ....
حتی تلخ تلخ ..... !!!
- ۲.۲k
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط