Chapter:1

Chapter:1
Part:43


با عصبانیت کش موهاشو باز کرد و پرت کرد یه گوشه.

چهارپایه رو برداشت و برد جلوی کمد گذاشت.
رفت روش و جعبه مورد علاقش‌اش رو پایین آورد.

روی زمین نشست و درشو باز کرد.
به لباسی که تو جعبه بود نگاه کرد و لبخندی رو لباش شکل گرفت.
یه لباس اصل انگلیسی بود که برای ورزش کارهای حرفه‌ای طراحی شده بود.
دیار هیچوقت فکر نمی‌کرد که این لباسو بپوشه چون اون موقع ها از ورزش متنفر بود.

اما حالا عاشق ورزش و بوکس شده بود.
شاید بخاطر جونگکوک بود.
دیار سرشو محکم به اینطرفو اون طرف تکون داد تا افکارش پراکنده بشن.

سپس لباسو برداشت و پوشید.
زیری ترین لایه لباس شبیه مایو بود که برای شناگرا مناسب و راحت بود.
از روش هم میشد یه دامن خیلی کوتاه پوشید که دیار ترجیح داد دامنو بپوشه چون در غیر این صورت همه دارو ندارش تو دید جونگکوک قرار می‌گرفت.

بعد پوشید به سمت آینه رفت و از توش خودشو دید.
خیلی از این لباس خوشش اومده بود.
خیلی جذابش کرده بود.
احساس خیلی خوبی داشت.

ترجیح داد موهاشو باز بزاره و دور خودش بریزه.
رو میزش نشستو لیپ گلاسشو رو لباش کشید.
خیلی لباش برق میزدن.
دستشو روشون کشید تا یکم از برق زدگیش کن شه ولی تغییر خاصی نکرد.
اهمیت نداد و از رو صندلی بلند شد.

با ذوق کتونیاشو پوشید و به ساعت نگاه کرد .
دیدگاه ها (۵)

اجبار به بدبختی پارت ۲۳

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p21چند دست لباس خ...

/عشق فراموش شده/{p6} ...

«the price of love»«Part:3املیا با وحشت از خواب پرید، بعد چن...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

چند پارتیپارت ۱عمارت جئون در سکوت مرگباری فرو رفته بودهمه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط