{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترگفت: شنیدم داری إزدواج میکنی؟؟ مبارکه ؛ خوشح

دخترگفت: شنیدم داری إزدواج میکنی؟؟ مبارکه ؛ خوشحال شدم شنیدم.پسر: ممنون ؛ ایشالله قسمت شما بشه. دختر: میتونم برای آخرین بار ی چیزی ازت بخوام؟؟ پسر: چی میخوای؟ دختر: اگه ی روز صاحب ی دخترشدی میشه إسم منو رووش بذاری؟ پسر: چرا؟ میخوای هروقت نگاش میکنم یا صداش میکنم درد بکشم؟؟ دختر: نه ؛ آخه دخترا عاشق باباهاشون میشن. میخوام بفهمی که چقد عاشقت بودم . . . . . سلامتی عشق اول زندگیت که نه میتونی بهش زنگ بزنی ؛ نه میتونی بهش فکر نکنی. فقط میتونی از دورنگاش کنی وبرگردی به دوستت بگی هی رفیق نگاش کن این یه روز تمام خاطراتم بود....
دیدگاه ها (۵)

[2/28/2015، 9:32 pm] ‪+98 938 439 6487‬: کپی کنید من که تنم ...

پدرم میگفت: زن باید گیسوانش بلند و چشمانش درشت باشد!مادرم، ه...

بابام کتابی اس میده: سلام،آیا می‌توانی نان بخری؟.....منم نوش...

این دوازده جمله را حتماً بخوانید .💞 ⚪ ⚪ ⚪ 💞 یادت باشه تا خود...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟗دختر کلافه و عصبی دستی توی موهاش فرو ک...

My Vampire Mate Season 2 part : 90

⚓⃝Łøɍđ øf ŧħɇ sɇȺ᭄𓆝ܔ "فرمانروای دریا" 𝒄𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝟏𝟏。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:5شن...

TEN YEARS OLD LOVE ⁴عاقلانه بود؟ باید بهش اعتماد میکردم؟ چطو...

خنده ی ممنوعه.

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

part : 48chapter : 2^^ ببینم تو دوست پسر نداری ؟+ نه ندارم^^...

Otagh baghli Part 45 قضیه ی صبح رو براش تعریف کردم و گفتم که...

#ارباب‌سنگدل #پارت_12ویوی تهیونگ : رفتم و بار اسلحه رو تحویل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط