{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا ببخش

مرا ببخش
که تصویر زندگی ام را
از روی دست مادرم کشیدم
و نمی دانستم
با کفش های پاشنه بلند
چقدر راحت زمین می خورم ...
دیدگاه ها (۲۳)

دنیا خیلی کوچکتر از آن است که تصور میکنیمروزی فرا می رسد که ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۳ خدمه همانطور که با حوصله گره مو...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

✅ جمله‌ای معروف که به نام «زرتشت» دست‌به‌دست می‌شود، اما از ...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

دلم گرفته از این روزگار بحرانی دلم گرفته خدايا نگو نمي دانيز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط