نه خلاصی نبود .سوال امتحان امشب مشخص بود و به قول استاد ن
نه خلاصی نبود .سوال امتحان امشب مشخص بود و به قول استاد نماز امشب ما مشخص شده بود.
از دکتر تشکر کردم و نفس راحتی کشیدم و گفتم ای جان .سواحل کاسپین ... مادموازل گفت خزر یا کاسپین؟؟؟ گفتم اصل کاسپین است و اقوام کاسپین ،
اقوام خزر مهاجم بودند و کاسپین ها در دفاع بودند البته تا جایی که من شنیده ام ...و ادامه دادم . مادمازل سوالش را در مورد مستی تکرار کرد
گفتم ساغر مستی عظیمی از دوستانم بود که هر چه بیشتر شناختمش عطشم را بیشتر کرد شد چشمه آب شور هر چه بیشتر نوشیدم تشنه تر شدم ... نویسنده ای است در کار خود متبحر است اهل شعر و ادب
برخلاف من بسیار فعال و پر انرژی و خودساخته هر چه دارد از خودش دارد وامدار دیگران نیست مانند فروغ الزمان فرخزاد آزادگی را زندگی می کند به نظر من هرکه با مستی است خوشبخت است
دکتر در ادامه صحبت من گفت الان همه هوش و هواس مرتضی را گرفته طنزی است این عشق که تاحال هیچکس نشنیده و نخوانده است
چهار سال است یکدیگر را میشناسند و چهار ماه است عاشق هم شده اند ولی هنوز یکدیگر را ندیده اند ...
مادمازل با چشمانی پر از حیرت گفت
جوکینگ؟
گفتم نه هنوز یکدیگر را ندیده ایم . صدای قهقهه اش هنوز درگوشم طنینی دارد کامی از سیگارش گرفت مانند کسی که قله ای را فتح کرده انچنان غلیظ کام گرفت که فیلتر سیگار رنگ روژلب گرفت . دستانش را با هم زد و گفت براووو براووو یورر کریزی .
باز قهقه ای مستانه و پبک دوم را هم سرکشید.عجیب بود بدون مزه . مو به تنم سیخ شد.
(عشق نیست . جنون است ...
نو پروبلم نو نو یور کریزی . دیز اودیپ....
حال بگو چرا نماز میخوانی یا بگو یا بنوش شما دیوانه ای...)
آهی سرد کشیدم و سری تکان دادم و سیگاری آتش زدم مگنای سفید
باز یاد مستی در دلم شعله کشید
نمیشد چت کرد یا تماس گرفت . با کی بود کجا بود کی این رنج پایان می یافت...در جوابش گفتم من شیعه هستم و سالهای سال در مورد اسلام تحقیق کرده ام .گفت اسلام یعنی بمب و خودکشی با تی ان تی وکشتن دیگران . یعنی زور گفتن و به زور زتدان ریش و چادر و ... گفتم حق با شماست دقیق فرمودی .
مادمازل که جای خود ، دکتر هم از تعجب به سمت من خیز برداشت و گفت افرین . ایولا عاقل شدی برو یه گیلاس بیار ... مستی به یه دردی خورد تونست به تو بفهمونه اسلام یعنی ترور ... گفتم تمام اینها که گفتی درست است اگر علی جانشین پیامبر نباشد
دکتر گفت مادمازل بی خیال شو
این بحث ها بی فایده است
خاصیت تاریخ این است .جواب قطعی نمی دهد تکلیفت را روشن نمیکند.تاریخ اسلام مانندشخص گنگی است که میخواهد خاطراتش را بااشاره ها تعریف کند هر کسی برداشتی دارد ...دکتر زرین کوب در دو قرن سکوت به زیبایی بررسی میکند که خلیفه دوم مسلمانان دوسال ...
پایان قسمت هشتم
از دکتر تشکر کردم و نفس راحتی کشیدم و گفتم ای جان .سواحل کاسپین ... مادموازل گفت خزر یا کاسپین؟؟؟ گفتم اصل کاسپین است و اقوام کاسپین ،
اقوام خزر مهاجم بودند و کاسپین ها در دفاع بودند البته تا جایی که من شنیده ام ...و ادامه دادم . مادمازل سوالش را در مورد مستی تکرار کرد
گفتم ساغر مستی عظیمی از دوستانم بود که هر چه بیشتر شناختمش عطشم را بیشتر کرد شد چشمه آب شور هر چه بیشتر نوشیدم تشنه تر شدم ... نویسنده ای است در کار خود متبحر است اهل شعر و ادب
برخلاف من بسیار فعال و پر انرژی و خودساخته هر چه دارد از خودش دارد وامدار دیگران نیست مانند فروغ الزمان فرخزاد آزادگی را زندگی می کند به نظر من هرکه با مستی است خوشبخت است
دکتر در ادامه صحبت من گفت الان همه هوش و هواس مرتضی را گرفته طنزی است این عشق که تاحال هیچکس نشنیده و نخوانده است
چهار سال است یکدیگر را میشناسند و چهار ماه است عاشق هم شده اند ولی هنوز یکدیگر را ندیده اند ...
مادمازل با چشمانی پر از حیرت گفت
جوکینگ؟
گفتم نه هنوز یکدیگر را ندیده ایم . صدای قهقهه اش هنوز درگوشم طنینی دارد کامی از سیگارش گرفت مانند کسی که قله ای را فتح کرده انچنان غلیظ کام گرفت که فیلتر سیگار رنگ روژلب گرفت . دستانش را با هم زد و گفت براووو براووو یورر کریزی .
باز قهقه ای مستانه و پبک دوم را هم سرکشید.عجیب بود بدون مزه . مو به تنم سیخ شد.
(عشق نیست . جنون است ...
نو پروبلم نو نو یور کریزی . دیز اودیپ....
حال بگو چرا نماز میخوانی یا بگو یا بنوش شما دیوانه ای...)
آهی سرد کشیدم و سری تکان دادم و سیگاری آتش زدم مگنای سفید
باز یاد مستی در دلم شعله کشید
نمیشد چت کرد یا تماس گرفت . با کی بود کجا بود کی این رنج پایان می یافت...در جوابش گفتم من شیعه هستم و سالهای سال در مورد اسلام تحقیق کرده ام .گفت اسلام یعنی بمب و خودکشی با تی ان تی وکشتن دیگران . یعنی زور گفتن و به زور زتدان ریش و چادر و ... گفتم حق با شماست دقیق فرمودی .
مادمازل که جای خود ، دکتر هم از تعجب به سمت من خیز برداشت و گفت افرین . ایولا عاقل شدی برو یه گیلاس بیار ... مستی به یه دردی خورد تونست به تو بفهمونه اسلام یعنی ترور ... گفتم تمام اینها که گفتی درست است اگر علی جانشین پیامبر نباشد
دکتر گفت مادمازل بی خیال شو
این بحث ها بی فایده است
خاصیت تاریخ این است .جواب قطعی نمی دهد تکلیفت را روشن نمیکند.تاریخ اسلام مانندشخص گنگی است که میخواهد خاطراتش را بااشاره ها تعریف کند هر کسی برداشتی دارد ...دکتر زرین کوب در دو قرن سکوت به زیبایی بررسی میکند که خلیفه دوم مسلمانان دوسال ...
پایان قسمت هشتم
- ۱۳.۶k
- ۱۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط