{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختری در قلبم تاب بازی میکرد، با نگاه گرمش دلنوازی می کرد

دختری در قلبم تاب بازی میکرد، با نگاه گرمش دلنوازی می کرد، دختر قصه ی من مهربان و ناز است، موی صاف و نرمش مثل یک آواز است، دختر زیبا رو صبح و شب بامن بود، وقت خوابش هر شب بین دستانم بود، با نفس های او زود میخوابیدم، با صدای قلبش خواب خوش میدیدم، دختر ک موقع خواب چشمهایش را بست، دست های من را سمت قلبش آورد، ضربان قلبش یک صدایی میداد، یک صدای مخفی یک صدای آرام، از دل تنهایی گفت انت الرحمن، من به تو می بالم ای امید بی کران
دیدگاه ها (۱)

عاشقی یعنی در آتش سوختن، عشق مهدی را به دل افروختن،

عشق حسین آتشی که هیچ وقت خاموش نخواهد شد و روز به روز در قلب...

تقدیم به شما خوبان

خدا همیشه هست پس چرا به سراغ بنده خدا برویم

Anything

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ۴]روز سوم و چهارم هم تقریباً به...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

p17

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت اول: «بیداری؟»اِما دو سال بود که ...

KIM V

پارت ۱۸: (بخش اول) – در چنگالِ کابوستهیونگ توی تاریکیِ مطلقِ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

تکاپو پارت 106:بدون کابوس🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آسمان کم‌کم به رنگ آبی تی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط