{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این خانه، تاریک‌تر از آن‌ست

این خانه، تاریک‌تر از آن‌ست
که چهره‌ام را به خاطر بسپاری
و ببینی چگونه بوی مرگ از انگشت‌هایم چکه می‌کند
هربار که نمی‌پرسی شعر تازه چه دارم

حق با توست
پوشیدن پیراهن حریر
و آویختن گوشواره‌های مروارید
حس شاعرانه نمی‌خواهد
و می‌شود آنقدر به نقطه‌های کور زندگی عادت کرد
که با عصای سپید، کنار هم راه برویم
و با خطوط بریل
با هم حرف بزنیم.
دیدگاه ها (۴)

عکس یادگاری بچه های ویس ヅ

نه به ابرنه به آبنه به برگمه به این آبی آرام بلندنه به این خ...

ناگهان دیدم سرم آتش گرفت سوختم ، خاکسترم آتش گرفت چشم واکر...

بفرمایید عصرونه..... او را بگو : نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁹آیلا آر...

p16

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟵[ویو ا.ت]کمی جلوتر، صدای ...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

Subject - روزی هزار بار با تو برخورد می‌کنمو هربار، اسمم را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط