{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لیلی زیر درخت انار نشست.

لیلی زیر درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.
گل ها انار شد؛ داغ داغ .
هر اناری هزار تا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.
مجنون به لیلی اش رسید.

خدا گفت:
راز رسیدن فقط همین است.
کافی است انار دلت ترک بخورد.
دیدگاه ها (۲)

آره همیشه اونی نمیشه که ما منتظرشیم .....

یه گروه مذهبی عالیداستان ها و حکایت های زیبا عکس ها فوق العا...

آمین .....

┄┄┄┅┅𑁍🧡𑁍┅┅┄┄┄شهریور عاشق انار بوداما هیچ وقت حرف دلش را به ا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۵با اینکه فضایِ باغچه پر از خند...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 117✦...................

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۷دو روز بعد...در این...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط