زخم کهنه

زخم کهنه
پارت ۴۰

اومو ! درست شناختم ؟ جوجه اردک زشت شما هستین ؟
اخم کرد و با اعتراض رفت سمتش : یا اوپااااا !
بکهیون به قیافه ی آویزونش خندید : چطوری؟ هنوز لو نرفتی دور هم بخندیم ؟
خیلی بدجنسی اوپا ! لو رفتن که خنده نداره
گریه داره، خیلی هم زیاد. سلامت کو اصلا ؟
ببخشید. سلام !
بکهیون به بانمکیش خندید. بینیش رو فشار داد و گفت : اگه پدرش بیاد و بچه ی خوبی هم باشی شاید دوباره از نعمت خونه م نصیبت کردم فعلا رو اخلاقت کار کن تا ببینم چی می‌شه!
سومین پوکر نگاهش کرد بکهیون پشت چشم نازک کرد : تهیونگ کجاست تو اتاقش نبود ؟
سومین چشم غره رفت و دست به سینه شد : من از کجا بدونم اصلا ؟
ابروهای بکهیون پرید بالا ، پوزخندی زد و گفت : آها ! اینجا یه خبراییه !
نخیرم !
چرا هم !
بکهیون مثل خودش ریتمیک گفت و رفت. سومین رفتنشو نگاه کرد و لبهاشو داد بیرون و زیر لب گفت: دروغگو دروغگو !
اون هم راه افتاد تا دنبال پسرک بی ادب بگرده ! اصلا پزشک هم
خبراييه ! _نخیرم ! _چرا هم ! بکهیون مثل خودش ریتمیک گفت و رفت سومین رفتنشو نگاه کرد و لبهاشو داد بیرون و زیر لب گفت: دروغگو دروغگو ! اون هم راه افتاد تا دنبال پسرک بی ادب بگرده ! اصلا پزشک هم اینقدر بی احساس؟ کشید کام آخری که از سیگار گرفت باعث شد حالت تهوع بگیره با . انداختش روی زمین و با پا لگدش کرد هر بار سیگار به غلط کردن میافتاد اما لذت قانون شكنى باعث میشد باز هم تکرارش کنه. می احساس حضور یک نفر باعث شد برگرده. اما کسی نبود! ابرو بالا انداخت و به سمت مخالف راه افتاد. دیوار رو که رد کرد حضور دخترک که روی تاب چهارزانو نشسته بود و به روبرو خیره مونده بود متوقفش کرد . اخم کرد و به سمتش رفت. سومین با دیدنش از جا بلند شد و روبروش ایستاد نگاهش پر از قهر و دلخوری بود. تهیونگ تصمیم داشت اهمیت نده سرد و بی حس نگاهش کرد : اینجا نشستی چیکار ؟ اما همینطوری ! ممنوعه ؟ نه ولی دیدم پشت دیوار ایستاده بودی منو نگاه میکردی! ولی جلو نیومدی و اینجا نشستی ؟ چشمهای سومین برای لحظه ای درشت شد چطور پشت سرش رو هم میدید ؟ اینقدر زیرک بود ؟ اما از رو نرفت: کاریت نداشتم فقط اتفاق بود!
دیدگاه ها (۲)

! زخم کهنه پارت ۴۱اما از رو نرفت: کاریت نداشتم . فقط اتفاقی ...

شب خوش خفنا ... می‌دونید کای جان امروز چند پست گذاشته ؟ بخدا...

زخم کهنه پارت ۳۹ نمیتونم راهشو ادامه بدم. پس از نظر اون خوب...

زخم کهنه پارت ۳۸ می زد. چند لحظه به هم خیره موندن و تهیونگ ...

زخم کهنه پارت ۴۴ خبراييه ! _نخیرم ! _چرا هم ! بکهیون مثل خود...

زخم کهنه پارت ۴۳ و نگاهش کرد. دخترک داشت شونهش رو ناز میکرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط