{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دفتر و میز و کلاس و بچه ها یادش بخیر

دفتر و میز و کلاس و بچه ها یادش بخیر
خرده‌های گچ لب تخته سیاه یادش بخیر

پس کجا رفتند آن دوران بازیگوشیم 
زیر میز ها خنده های نا به جا یادش بخیر 

روی لب های همه هر پنج شنبه خنده بود 
شنبه ها خمیاز ه های پر صدا یادش بخیر 

آن تقلب های پنهانی زمان امتحان 
خط خطی کردن به روی دست و پا یادش بخیر 
.
.
.
کاش برگردند یک بار دگر آن روز ها 
روزهای با خوشی ها آشنا یادش بخیر ...!ا
دیدگاه ها (۱)

بر اوج محبت علی اوجی نیست در بحر بجز کرامتش موجی نیست در کل ...

به این میگن عشق

صورتی بود بهتر بود. . .

اینم خوجله...

《검은 마음》پارت پنجم اولین درسراهروی دانشکده‌ی روان‌شناسی آرام‌ت...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۹ صبح آن روز، برنامه...

when silence became a scream p32

بچه ها کاور عوض شد🙃《검은 마음》پارت نهم | اولین ترک روی سکوتهوای ...

نمیبخشمت p.23

پارت بیست‌وسوم [فصل اول] | اولین قرار گروهی 📚🌿صبح یکشنبه...ه...

تکاپو پارت 107:خاک تو سرت🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...نور خورشید ...

قسمت سه

#The_Princess's_Last_Smile#لبخند_آخر_پرنسس#پارت_معرفیاسم : ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط