سانشاین من پارت ¹
سانشاین من پارت ¹
ات ویو
سلام من ات هستم من تو پرورشگاه بزرگ شده ام وقتی بچه بودم مامان بابام تصادف کردن و مردن و من الان یک دوست خیلی صمیمی دارم که اسمش جیا هست:
جیا:اتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتدتتتت
ات:چتهه میموننننننننننننن
که یهو دیدم یک پسره خوشتیب که فکر کنم اسمش کوک بود داره نگاهمون میکنه و میخنده
مدیر :ات دخترم وسایلتو جمع کن با این اقا میرین
ات:چشم
ات:جیااا یااااا بیا بغلمم من همیشه به دیدنت میامممم(نکته ات ١۶ سالشه جیا هم همسنشه و جیهوپم ٢۵ سالشه و کوکم یک سال ازش کوچیک تره)
جیا و ات هم دیگرو بغل کردن و چمدونم ورداشتم تو ماشین بودیم
ات:عامم ببخشید اما من شمارو چی صدا کنم
کوک:من. میتونی عمو صدا کنی چون یکی دیگه میشه پدر ناتنیت که باید صداش کنی پدر
ات:چشم
کوک:با من رسمی صحبت نکن
ات:باشه و پیاده شدیم و و یک اقای جذاب درو باز کرد و رفتیم نشستیم
جیهوپ:سلام اسم من جیهوپه منو به هر اسمی میخوای صدا بزن ولی اگه بگی پدر بهتره
ات:چشم پدر
جیهوپ ویو:
کوک یک دختره خوشکل اورد خیلی جذاب بود لعنتی
کوک:عام داداش دستم درد نکنه من دیگه برم
جیهوپ:دستت درد بکنه خداحفظ
جیهوپ:ات اتاق بغلی اتاق توعه رفتم تو اتاق ساکمو گذتشتم اتاقه صورتی و سفید بود تمش قشنگ بود
و رفتم کتاب بخونم داشتم لب پنجره کتاب میخوندام
جیهوپ
رفتم یک سری به ات بزنم دیدم داره کتاب میخونه خیلی جذابهههههعهع.
جیهوپ:عام ات بیام
ات:بله حتما پدر
اومد
جیهوپ:بیا بریم صبحونه بخوریم سانشاین
ات:چشم پدر اومدم
و رفتن غذاشونو خوردن
جیهوپ:ات میگم با من رسمی حرف نزن
ات:اوکی
که یهو یکی به گوشیم زنگ خورد
اونننننننننننننن خرمگس لعنتی چرا بهم زنگ زده(بلند و عصبی)
ات ویو
سلام من ات هستم من تو پرورشگاه بزرگ شده ام وقتی بچه بودم مامان بابام تصادف کردن و مردن و من الان یک دوست خیلی صمیمی دارم که اسمش جیا هست:
جیا:اتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتدتتتت
ات:چتهه میموننننننننننننن
که یهو دیدم یک پسره خوشتیب که فکر کنم اسمش کوک بود داره نگاهمون میکنه و میخنده
مدیر :ات دخترم وسایلتو جمع کن با این اقا میرین
ات:چشم
ات:جیااا یااااا بیا بغلمم من همیشه به دیدنت میامممم(نکته ات ١۶ سالشه جیا هم همسنشه و جیهوپم ٢۵ سالشه و کوکم یک سال ازش کوچیک تره)
جیا و ات هم دیگرو بغل کردن و چمدونم ورداشتم تو ماشین بودیم
ات:عامم ببخشید اما من شمارو چی صدا کنم
کوک:من. میتونی عمو صدا کنی چون یکی دیگه میشه پدر ناتنیت که باید صداش کنی پدر
ات:چشم
کوک:با من رسمی صحبت نکن
ات:باشه و پیاده شدیم و و یک اقای جذاب درو باز کرد و رفتیم نشستیم
جیهوپ:سلام اسم من جیهوپه منو به هر اسمی میخوای صدا بزن ولی اگه بگی پدر بهتره
ات:چشم پدر
جیهوپ ویو:
کوک یک دختره خوشکل اورد خیلی جذاب بود لعنتی
کوک:عام داداش دستم درد نکنه من دیگه برم
جیهوپ:دستت درد بکنه خداحفظ
جیهوپ:ات اتاق بغلی اتاق توعه رفتم تو اتاق ساکمو گذتشتم اتاقه صورتی و سفید بود تمش قشنگ بود
و رفتم کتاب بخونم داشتم لب پنجره کتاب میخوندام
جیهوپ
رفتم یک سری به ات بزنم دیدم داره کتاب میخونه خیلی جذابهههههعهع.
جیهوپ:عام ات بیام
ات:بله حتما پدر
اومد
جیهوپ:بیا بریم صبحونه بخوریم سانشاین
ات:چشم پدر اومدم
و رفتن غذاشونو خوردن
جیهوپ:ات میگم با من رسمی حرف نزن
ات:اوکی
که یهو یکی به گوشیم زنگ خورد
اونننننننننننننن خرمگس لعنتی چرا بهم زنگ زده(بلند و عصبی)
- ۵.۷k
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط