{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉  ³⁹
.
.
با آخرین جملش دیگه پلاستیک رو تکون نداد . سکوت اتاق رو احاطه کرد . دستش رو سمت پلاستیک برد و چیزی رو توی مشتش گرفت و به سمتم اورد
: عروسک خوشگل من..
بهم که رسید دستام رو محکم گرفت و اون چیزی که توی مشتش بود رو توش گذاشت و دوباره دستام رو محکم کنار هم گذاشت
: تو دام ، افتاده...
دستاش رو از روی دستام برداشت . همونطوری که مثل روانیا با لبخندی بهم زل زده بود و منتظر بود شعرش رو ادامه میداد
: امشب تو بغل باباش میخواد بخوابه
با ترس نگاهم رو ازش گرفتم و دستام رو باز کردم . با دیدن چیزی که تو دستام بود حتی نتونستم نفس بکشم . پرتش کردم رو زمین و مرد آشعالی که جلوم بود رو هل دادم ، کاندوم! میخواست بهم تجاوز کنه!
ملودی : حروم زاده من دخترتممممممم
نمیتونستم جیغ نزنم . وحشت کرده بودم و اینکه اون از وقتی که هلش داده بودم تکون نمیخورد بیشتر لرز به تنم انداخته بود . جیغ زدن رو متوقف کردم و بهش زل زدم . چه مرگش بود؟! چرا هیچ حرکتی نمیکرد یا حرفی نمیزد؟!
چند ثانیه ای توی همون حالت بود که یهو با صدای خنده های بلند وحشتناکش دوباره صدای جیغ هام بلند شد . با فریاد میخوند
: بدن بلوریه اون تو تخت چه نازه!
از جاش بلند شد و به سمتم حجوم اورد . نمیخواستم ، نمیزاشتم بهم دست بزنه . خواستم از جام بلند شم که به سمتم حجوم اورد . دستش رو به سمت کراپم برد و پارش کرد . نمیتونستم اشک نریزم . نمیتونستم جیغ نزنم . دستام رو روی بدنم گذاشتم
ملودی : نکنننن ولم کنننننن بهم دست نزننننن
روی زمین سرد خوابوندم و بین بدن سفت و سختش حصارم کرد . نمیخواستم ، نمیخواستم دنیام رو خراب کنه
داشت دکمه های شلوار بگم رو باز میکرد که چشمم به پرگاری افتاد که روی زمین افتاده بود . بستم بود! هرچی تا الان باهاش تا کردم بستم بود . با تمام زوری که داشتم دستم رو دراز کرد و برش داشتم و با تمام قدرتم توی گردنش فرو کردم و خون روی صورتم فواره زد ، اون دستم رو روی دستی که توش پرگار بود گذاشتم و محکم تر توی گردنش فشار دادم..
دیدگاه ها (۱۷)

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴⁰..با جیغ خفه‌ای از خواب پریدما...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴¹..سر میزش رفت . همه خفه شده بو...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ³⁸..< ⁰⁵ : ⁰⁰ AM >از خواب بیدار...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ³⁷..در آسانسور بسته شد و به سمت ...

پارت سی و یکم

پارت ³¹ا/ت:همتون برید به جهنم من امضا نمیکنم همین یه کلمه کا...

تلخی عشق شیرین pt 8ات... من یک قدم میرفتم جلو اون میرفت عقب،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط