{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت

ادامه پارت ۵۹

ویو«عمارت کیم‌تهیونگ»

یونگی:وارد عمارت شدیم و جیمین پشت سرم اومد
ماشینهای پلیس پشت سر هم توی حیاط پارک کردن و هانسونگ همون‌طور که کلت و توی دستش گرفته بود پیاده شد
وویونگ:همراه ا.ت دوییدم توی حیاط
تهیونگ:انگار که دنیا رو سرم خراب شده باشه فقط با شُک و بهت به صدای آژیر پلیس گوش میکردم
زیر لب گفتم
من و گیر انداختی یونگی
ولی امروز یا ا.ت یا وویونگ قربانی تو میشن
یکی از پلیسایی که اومد سمتم و محکم با آرنجم صورتشو داغون کردم و کلت و از دستش گرفتم
یونگی:هی هی بهتره وحشی بازیاتو کنار بزاری
دیگه دستت رو شد
همون طور که میرفتم جلو ادامه دادم
گرفتن ا.ت از من تاوان خیلی سنگینی داشت
نه فقط ا.ت
با چشمای پر از اشک و چشمای به خون نشسته گفتم
وقتی بابات پدرمو جلوی چشمم کشت
وقتی مثل حیوون به مامانم تجاوز کرد و بعد کشتش
وقتی توی حرومزاده پاتو گذاشتی جا پای بابات
مثل اون چشماتو بستی و هر کثافت کاری که از دستت برمیومد انجام دادی
قاچاق آدم
قتل
پخش کردن مواد مخدر
قاچاق مواد مخدر
نصف این کاراتو برملا کردم.
اون وویونگ و میبینی...
اون دوست صمیمی ا.ت و یکی از آدمای منه
خیلی خوب بهت ضربه زدم نه؟
قطره های اشکم از چشمم پایین ریخت
کاری با کثافت کاریات ندارم
ولی همون طور که تصویر تجاوز به مامانم و جنازه غرق در خون بابام از ذهنم پاک نمیشه
کاری باهات میکنم تا عمر داری زندگی برات جهنم بشه کیم تهیونگ...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۶۰#سایه2‌┈───‌┈───‌┈──‌┈──تهیونگ:قهقهه بلندی زدمپس کینه...

پارت ۶۱#سایه2‌┈───‌┈───‌┈──‌┈──یونگی:دستمو بردم زیر سرش و سر...

پارت ۵۹#سایه2‌┈───‌┈───‌┈──‌┈──«فلش بک به چند ساعت قبل»یونگی...

پارت ۵۸#سایه2‌┈───‌┈───‌┈──‌┈──ا.ت:بعد از شنیدن اون حرف دیگه...

فیک مافیای سیاه من part 8

پارت ۲: جایی که عشق هنوز لمس می‌شد---Meeting again p2 بعضی ر...

پارت ۳: جایی که خنده بود، اما سایه هم بود---Meeting again p3...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط