(3 تفنگدار )
(3 تفنگدار )
پارت ۳۴
هاری با صدا پر از انرژی گفت
هاری. : آقایون خوشتیپ !
و نور خورشید صورت زیبا لباس کوتاه مشکی همراه با کفش های پاشنه بلند موهای لخت تنها یک رژلب و گونه های براق قدم های روی زمین برداشت سپس پشت سرش اون سوک و یوری هم قدم شدن
یوری به خوبی در ذهنش تکرار کرد " نباید هیچی بگم آره "
هر سه کنار هم نشست جین لبخند پر از خوشحالی تحویل آن سه دختر داد
جین : خب خانم جدید خوش اومدی
یوری لبخندی زد ..
یوری : ممنونم شما هم
لبخند پر از زوری تحویل جین داد سپس سکوت کرده به زمین خیره شد و از خدا خواست تا زود تر این بسات تموم بشه
جونگکوک ابرو بالا انداخت سپس گوشی را روی مبل انداخت پا از پا برداشت سپس با پوزخندی گفت ...
جونگکوک: خوب برای ما چیزی نمیآورید بخوریم ؟ ها ... آبجی کوچولو من
اون سوک با لبخند و استرس سری تکون داد سپس باز هم کتش را روی لبه مبل انداخت
اون سوک : هیونگ برات قهوه تلخ بیارم ؟
جین دستش را از کناره مبل پایین انداخت و دست کردتو جیب اش بلافاصله گوشی جیمین را بیرون کشید و روی میز گذاشت
جین : اون سوک جان خودتو اذیت نکن باشه من اومدم گوشی جیمینو بدم بهش ولی با دیدن نامزدش اینجا ها خوش کردم ولی نشد حرف بزنیم ..
نگاهی به تهیونگ و جونگکوک انداخت و کمی با لحن دلخور گفت
جین : انتظار نداشتم بهم نگید و که جیمین نامزد کرده ... شب برای شما هر شیش شما بیایید خونه ما حتما همسرم خوشحال میشه
تهیونگ هر دو دستش هایش را روی زانو هایش گذاشت سپس قفل هم
تهیونگ: درسته معذرت میخواهم جین هیونگ... جونگکوک لحنش را کاملا جدی نمود
جونگکوک: راست میگه ...
نگاهی به یوری انداخت سپس با صدا لبخند پوزخندی زد
جونگکوک: برو بابا چرا باید بجای یه کفتار معذرت خواهی کنیم ما از کجا میدونیم که نامزد هستند شاید رابطه دارند درسته کسایی زود نامزد میکنند که شب با. عشق باز
اون سوک عصبی دست به سینه داد زد و حرف برادرش را قطع کرد
اون سوک : داداش لطفا .. ساکت شو به ما ربطی نداره
از لای دندون هایش آخر حرفشرا غرید جونگکوک دست هایش را به نشانه تسلیم نشون داد سپس تکیه به مبل نگاه های هیز جونگکوک از هاری جدا نمیشد ....
جین بلند شد سپس همراهش همه از روی مبل بلند شدن ...
جین : حالا این دیونه کجاست ؟
تهیونگ: امم راستش خوابه !
جونگکوک بلند بلند خندید و دستش را روی دهنش گذاشت تمامی سمتش نگاه کردن بلافاصله با زد
( 3 تفنگدار )
پارت ۳۴
هاری با صدا پر از انرژی گفت
هاری. : آقایون خوشتیپ !
و نور خورشید صورت زیبا لباس کوتاه مشکی همراه با کفش های پاشنه بلند موهای لخت تنها یک رژلب و گونه های براق قدم های روی زمین برداشت سپس پشت سرش اون سوک و یوری هم قدم شدن
یوری به خوبی در ذهنش تکرار کرد " نباید هیچی بگم آره "
هر سه کنار هم نشست جین لبخند پر از خوشحالی تحویل آن سه دختر داد
جین : خب خانم جدید خوش اومدی
یوری لبخندی زد ..
یوری : ممنونم شما هم
لبخند پر از زوری تحویل جین داد سپس سکوت کرده به زمین خیره شد و از خدا خواست تا زود تر این بسات تموم بشه
جونگکوک ابرو بالا انداخت سپس گوشی را روی مبل انداخت پا از پا برداشت سپس با پوزخندی گفت ...
جونگکوک: خوب برای ما چیزی نمیآورید بخوریم ؟ ها ... آبجی کوچولو من
اون سوک با لبخند و استرس سری تکون داد سپس باز هم کتش را روی لبه مبل انداخت
اون سوک : هیونگ برات قهوه تلخ بیارم ؟
جین دستش را از کناره مبل پایین انداخت و دست کردتو جیب اش بلافاصله گوشی جیمین را بیرون کشید و روی میز گذاشت
جین : اون سوک جان خودتو اذیت نکن باشه من اومدم گوشی جیمینو بدم بهش ولی با دیدن نامزدش اینجا ها خوش کردم ولی نشد حرف بزنیم ..
نگاهی به تهیونگ و جونگکوک انداخت و کمی با لحن دلخور گفت
جین : انتظار نداشتم بهم نگید و که جیمین نامزد کرده ... شب برای شما هر شیش شما بیایید خونه ما حتما همسرم خوشحال میشه
تهیونگ هر دو دستش هایش را روی زانو هایش گذاشت سپس قفل هم
تهیونگ: درسته معذرت میخواهم جین هیونگ... جونگکوک لحنش را کاملا جدی نمود
جونگکوک: راست میگه ...
نگاهی به یوری انداخت سپس با صدا لبخند پوزخندی زد
جونگکوک: برو بابا چرا باید بجای یه کفتار معذرت خواهی کنیم ما از کجا میدونیم که نامزد هستند شاید رابطه دارند درسته کسایی زود نامزد میکنند که شب با. عشق باز
اون سوک عصبی دست به سینه داد زد و حرف برادرش را قطع کرد
اون سوک : داداش لطفا .. ساکت شو به ما ربطی نداره
از لای دندون هایش آخر حرفشرا غرید جونگکوک دست هایش را به نشانه تسلیم نشون داد سپس تکیه به مبل نگاه های هیز جونگکوک از هاری جدا نمیشد ....
جین بلند شد سپس همراهش همه از روی مبل بلند شدن ...
جین : حالا این دیونه کجاست ؟
تهیونگ: امم راستش خوابه !
جونگکوک بلند بلند خندید و دستش را روی دهنش گذاشت تمامی سمتش نگاه کردن بلافاصله با زد
( 3 تفنگدار )
- ۱۷.۴k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط