{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمامِ روز نشستم ، کنارِ خاطره ها

تمامِ روز نشستم ، کنارِ خاطره ها
مگر به یادِ تو شویَم ، غبارِ خاطره ها

تو بودی و من و آن شب ، در اولین دیدار
شبی که نقش بسته به دیوارِ خاطره ها

هنوز می وزد از دوردست آن همه عشق
نسیمِ عطرِ تو از لاله زارِ خاطره ها

خوشم به وسوسه ای با خیالِ خود در خواب
من و همین گذر از یادگار خاطره ها

خزان رسیده و من دل نکنده ام از تو
جوانه می زند دل من در بهار خاطره ها...
دیدگاه ها (۴)

عاشقت هستم تا در بدنم جان دارمو کنار تو مگر نقطه ی پایان دار...

دلتنگت که می شومتکه ای از منشعر می شود به روی دفترمخاطرات م...

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بودمیسوختم از حسرت و عشق تو بَسَ...

#عاشقانه

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

فراتر از خویش

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

AR-Lp 36

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط