سناریو Jimin 4
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتوگوشی**
ات: سلام کلیم
داداشی من امروز نمیتونم بیام خونه فردا از کشو پول بردار صبح یادت باشه بری مدرسه
دوست دارم❤🩷
کلیم: باشه مواظب خودت باش خواهر منم دوست دارم♥♥♥
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جیمین: رسیدیم
ات: واییییییییی چقدرر خونتت بزرگهه چهه قشنگهههه
جیمین: چقدر ذوق میکنی
ات: بده؟
جیمین: خیلی هم خوبه، پیاده شو از برو بالا منم میام
ات: ام باشه
ات رفت بالا و منظوره جیمین بود
ات: پس چرا نمیاد(تو دهنش: ات به نظرت خیلی زود باهاش صمیمی نشدی؟اگر آدم بدی باشه چی...)
همون لحظه جیمین میاد بالا و درو باز میکنه
جیمین: برو تو
رفتین تو خونه
جیمین: بزار من لباسمو عوض کنم، عه راستی لباس توهم کثیفه
ات: اشکالی نداره
جیمین: وایسا
رفت تو اتاق لباسشو عوض کنه*
جیمین: خب بیا تو
ات: باشــه
جیمین یه هودی درمیاره و میزاره رو سینت تا ببینه بهت میشه یا نه
جیمین: عالیه!
ات: هاا؟؟ این که خیلی بازههه
جیمین: تا لباستو بشورم اینو بپوش
ات: باشه پس برو بیرون
لباس خودتو درمیاری تا هودی رو بپوشی
(فقط لباس زیر و هودی،،)
ات با لباسی که روش قهوه ریخت رفت بیرون
ات: فکر کنم یکم زیادی بزرگه
همون لحظه جیمین بغلت میکنه سرتو میزاره رو سینش*
ات: عهه. چیشدد
جیمین: خیلی یهت میادد خیلیی کیوتت شدییی
....
وضعیت: ویرایش نشده
نامه نویسنده:(سلام دوست های جدید! امید وارم راضی باشید و لطفا منو ببخشید به دلیل اینکه نمیتونم درست منظورم رو بهتون برسونم و، خیلی غلط املایی داشتم، شما ببخشید 🌟)
ات: سلام کلیم
داداشی من امروز نمیتونم بیام خونه فردا از کشو پول بردار صبح یادت باشه بری مدرسه
دوست دارم❤🩷
کلیم: باشه مواظب خودت باش خواهر منم دوست دارم♥♥♥
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جیمین: رسیدیم
ات: واییییییییی چقدرر خونتت بزرگهه چهه قشنگهههه
جیمین: چقدر ذوق میکنی
ات: بده؟
جیمین: خیلی هم خوبه، پیاده شو از برو بالا منم میام
ات: ام باشه
ات رفت بالا و منظوره جیمین بود
ات: پس چرا نمیاد(تو دهنش: ات به نظرت خیلی زود باهاش صمیمی نشدی؟اگر آدم بدی باشه چی...)
همون لحظه جیمین میاد بالا و درو باز میکنه
جیمین: برو تو
رفتین تو خونه
جیمین: بزار من لباسمو عوض کنم، عه راستی لباس توهم کثیفه
ات: اشکالی نداره
جیمین: وایسا
رفت تو اتاق لباسشو عوض کنه*
جیمین: خب بیا تو
ات: باشــه
جیمین یه هودی درمیاره و میزاره رو سینت تا ببینه بهت میشه یا نه
جیمین: عالیه!
ات: هاا؟؟ این که خیلی بازههه
جیمین: تا لباستو بشورم اینو بپوش
ات: باشه پس برو بیرون
لباس خودتو درمیاری تا هودی رو بپوشی
(فقط لباس زیر و هودی،،)
ات با لباسی که روش قهوه ریخت رفت بیرون
ات: فکر کنم یکم زیادی بزرگه
همون لحظه جیمین بغلت میکنه سرتو میزاره رو سینش*
ات: عهه. چیشدد
جیمین: خیلی یهت میادد خیلیی کیوتت شدییی
....
وضعیت: ویرایش نشده
نامه نویسنده:(سلام دوست های جدید! امید وارم راضی باشید و لطفا منو ببخشید به دلیل اینکه نمیتونم درست منظورم رو بهتون برسونم و، خیلی غلط املایی داشتم، شما ببخشید 🌟)
- ۲.۹k
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط