{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامتی اون بچه ای که وقتی رفت سر یخچال ودید هیچی توش نیست

سلامتی اون بچه ای که وقتی رفت سر یخچال ودید هیچی توش نیست یه نگاه ب مادرش کرد ودید چشمای مادرش پراز اشکه و سرش پایینه ..بادستای کوچیکش اشک مامانشو پاک کرد و گفت :


یعنی خااااک تو سرت با این شوهر پیداکردنت !!!!

بچه نیستن ک توله سکه بخدا!
دیدگاه ها (۱)

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩ ﻣﻌﺘﺎﺩﯼ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺫﺍﻥ ﻣﻐﺮﺏﺳﯿﮕﺎﺭﻣﯿﮑﺸﯿﺪ !ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﭽ...

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای؟گفت: یا آب است ، یا خاک ...

D.BeckHam

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

#سناریوموضوع:(وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن)«ورژن اند...

خب بریم 🎀 حالا تقریبا یه روز از اون اتفاق گذشت و دیشب سانزو...

KIM V

#تکپارتیموضوع:(ببین وقتی آخرای بارداریته و تو غر میزنی و این...

شاهکاری به نام دروغ

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

KIM V

سلامتی اون بچه ای که وقتی رفت سر یخچال ودید هیچی توش نیست یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط