{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♛כـᓘـتر با๛ موهاش تا پاییטּ ڪمرش باشه! مثلـہ ابشار

♛כـᓘـتر با๛ موهاش تا پاییטּ ڪمرش باشه! مثلـہ ابشار
♔ כـᓘـتر با๛ چال لپ כاشتـہ باشـہ
כـᓘـتر با๛ همیشـہ رژ صورتے بزنـہ ✤
כـᓘـتر با๛ هنرمنـכ باشـہ ✍
♥ כـᓘـتر ♥ یعنے כنیاش بغل عشـᓆـشـہ . . ⚢
❂ כـᓘـتر با๛ عاشـᓆ شڪولاتـ باشـہ
☠ یـہ عالمـہ כوست ᓘـل و چل כاشتـہ باشـہ
:ـכـᓘـتربایـכ ناـᓘـטּ هاش لاڪ כاشت باشـہ ❋
دیدگاه ها (۱)

√تنها بودم وقتے میشد پشت به پشت چشمم کبود هیشکے پشت من نبود...

گور بابای بعدیا سلام میکنم به بعضیا! :| گور بابای سلام بعضیا...

SaLoM KhOSh OMAdam^ـــــ^

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹⁴با شنیدن صدای جونگکوک انگار برق گرفته ب...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹رینا گیج شد.رینا: یعنی ...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

برادر ناتنی

پارت ۸چند روزی از شروع پروژه گذشته بود.اون روز بعد از کلاس، ...

پارت¹⁰که یهو ات از جاش بلند شدات: من میرم توی اتاقم کار دارم...

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

پارت دوازدهم نامجون که دید دیگه تیر از چله رها شده و همه‌چی ...

part 31چند دقیقه ای بعد این حرف سکوت بود، کسی نمی دونست باید...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط