{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ردّ پاهایت به روی این دلم جا مانده است..

ردّ پاهایت به روی این دلم جا مانده است..
مرغ شیدای سحر؛ دل بی تو تنها مانده است.

اشکهایم همچو باران باز باریدن گرفت..
خیسی این دل زباران غمت جامانده است.

ساحل و دریا پناه لحظه دیدار بود..
بی گمان دریا از این دیدار شیدا مانده است.
دیدگاه ها (۱)

تنهایم نگذار این زندگانی نیست ڪ...

جهانم باتو زیبا شد گل من....دل دیوانه شیدا شد گل من...از آن ...

شوری ست که من با کرَم ِ عشق بسازمویـــــرانه ی دل در حرم ِ ع...

امیدی بر جماعت نیست میخواهم رها باشماگر بی انتها هم نیستم بی...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁰باران شروع به باریدن کرده بود و را...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

Part 39مسئول نگهداری که یونا نام داشت یک زن بودتهیونگ: سلام ...

ردّ پاهایت به روی این دلم جا مانده است..مرغ شیدای سحر؛ دل بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط