{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایستاده ام....

ایستاده ام....

بگذار سرنوشت راهش را برود....

من...همینجا...

کنار خاطراتت...

درست روبروی دوست داشتن ودر عمق نبودنت

محکم ایستاده ام...!
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 175♡⁠。⁠)⁩اول به...

طبیعت

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 8بعد از تمام شدن ناهار ظرف ها ر...

سرنوشت(ویو رایا)داشتم از پله‌ها میرفتم بالا که یهو یادم افتا...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

پارت بیست‌وهفتم [فصل اول] | روز سرنوشت‌ساز 🎤🌸صبح روز ارائه.....

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

رمان اسیر خان پارت اول ۱

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط