{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یــاس فلسفــــی شاعــرانه مـــن میگــــــه

یــاس فلسفــــی شاعــرانه مـــن میگــــــه

زندگـــی در حقیقت مثــل قهـــــوه ســــــت

سیـــــاه و تلــــــــخ و داغ

اما میشه توش شیر ریخت تا روشن بشه

میشه توش شــــکر ریخت تا شیرین بشه

و میشه کمی صبـــــر کرد تا خنک تر بشه
دیدگاه ها (۱)

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

سناریو تهیونگ

میدونی وقتی میبینمتوقتی صدات رو میشنوموقتی که دارمتاحساس میک...

🎭 آخرین نقشپارت پنجمروزهای فیلم‌برداری یکی‌یکی می‌گذشتند.لیا...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁰قلبم محکم به سینه می‌کوبید.+منظورت چی...

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

سناریو ساکورا هاروکابسم الله الرحمن الرحیم این داستان: آموزش...

I'm not jealous part 38وسایلمو توش پیشخوان گذاشتم و گفتم+لطف...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۲۰راهروی شرقی کاملاً تاریک بود.جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط