{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو ای برق، شبی باز از آن کوچه گذشتم

بی تو ای برق، شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم»

بند رخسار تو در رفت ز تنبان نگاهم

چاله آمد سر راهم

پای بی صاحب من «زرت» در آن چاله فروشد

هیکل گنده مخلص دمرو شد.
دیدگاه ها (۲)

. روایت داریم... هرکی یارش خوشگله جاش تو بهشته بنده از هم...

وصیت یک دختر . . . . بعد از مرگم مرا غسل ندید آرایشم خراب می...

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﺍﻭﻧﺎﯾﯿﮑﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﺎ ﺧﺎﻃــــــﺮﺧﻮﺍﻩ ﺩﺍﺭن... . . . ....

ختر: عزیزم دوستم داری؟ پسر: اره خیلی دختر: بهم ثابت کن پسر: ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

سایه عشق ترسناک. پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط