{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو ای برق، شبی باز از آن کوچه گذشتم

بی تو ای برق، شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم»

بند رخسار تو در رفت ز تنبان نگاهم

چاله آمد سر راهم

پای بی صاحب من «زرت» در آن چاله فروشد

هیکل گنده مخلص دمرو شد.
دیدگاه ها (۲)

FORCED LOVEPart: 20[سه ساعت بعد]ماشینم را در خیابانی خلوت پا...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

فعلا نیک نیم نداره

پارت دوم راز خون

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹ویو سومیاوبالاخره امتحان تموم شد!خسته...

Six

یادش بخیر ایام جوونی این متن واقعی این شعر رو خیلی دوست داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط