{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند دقیقه بعد به مکانی رسیدیم ، در رو برام باز کرد و من ه

چند دقیقه بعد به مکانی رسیدیم ، در رو برام باز کرد و من هم بعد از گرفتن بازوش با اون هم قدم شدم و داخل رفتیم ، سوار آسانسور شدیم و به طبقه ی سوم رفتیم ، وقتی پیاده شدیم یه نفر مارو به سمت میزمون راهنمایی کرد و اونجا رفتیم بعد از انتخاب غذا به بیرون خیره شدم ، هیونین الان چیکار میکرد؟غذاشو خورده بود؟ اون که اذیتش نمیکرد؟نه اون هرچی هم نباشه پدرشه ، پسرشو اذیت نمیکنه...
همینطور داشتم به این فکر میکردم که دستی روی دستم گذاشته شد به سمتش برگشتم

~میخوای همینطور به بیرون خیره شی؟

+نه منتظر بودم صحبت کنی

~ میخواستم ازت عذرخواهی کنم یونا،ببخشید بابت اون اتفاق میدونی که فقط هروقت الکل میخورم اینطوری میشه ، دست خودم نیست آخه دست خودم نیست نمیتونم تحمل کنم کسی که عاشقشم هنوزم دور و بر شوهر سابقش که از قضا برادر خودم و دشمنمم هست...


+عاشقمی؟


~از همون لحظه که دیدمت دلم برات لرزید ولی میخواستم مخفی کنم ، من واقعا عاشقت...

+نمیخوام بشنوم یوجون ، دیگه کافیه ، یوجون ما تویه قراردادمون چی نوشتیم؟
عشق ممنوع ، ما زن و شوهر واقعی نیستیم ما نمی‌تونیم عاشق هم باشیم من به تو به چشم یه برادر نگاه میکنم ، مثل برادرم دوست دارم باور کن نمیتونم به یه چشم دیگه بهت نگاه کنم یوجون ، نمیتونم عاشقت باشم چون....


مکث کردم ، نمیدونستم چی باید بگم....


~چون چی؟ حرفتو کامل بزن، چون هنوز یه حسایی به داداشت دارم ، چون با اینکه عوضی دو عالمه بازم عاشقشم اره؟


+نه اینطور نی...

÷ماماننن
دیدگاه ها (۰)

به سمت صدا برگشتم و با دیدن هیونین و هیون که گوشه ی سالن وای...

پارت ۲۶۰گند زده بودم ، یادم نبود هیون اینقدر آدم تیز و دقیقی...

پارت ۲۵۹چانیونگ: به اونجاش کاری نداشته باش یونا من میخوام طل...

پارت ۲۵۸..دلم برات تنگ شده بود عشقم...+اینجا...اینجا چیکار م...

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:22و رفت بالا افتادم رو ک...

part:19

محو زیبایی او پارت ۲۶ ویو رزا وارد اتاقم شدم .......خیلی قشن...

وقتی میخوان بهت اعتراف کنن...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

این پایینو ببین🤣🎀عروسک من😈🔞پارت هجدهم دستامو روی سپر سینه ا...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

داستان زندگی منپارت:21+از پاساژ بیرون آمدیم از بچه ها خداحاف...

پارت ۵وییوی وونهو:شکه شدم از کارش به صورتش که نگاه کردم تو چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط