{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۵۸

پارت ۲۵۸


..دلم برات تنگ شده بود عشقم...


+اینجا...اینجا چیکار میکنی چایونگ؟...

دستش رو روی پهلوهام گذاشت و سرش رو تویه گردنم فرو برد


چایونگ: آخ یونا نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود

+و...ولم کن چایونگ...

چایونگ: چرا عزیزم ؟ یعنی تو میخوای بگی دلت برای من تنگ نشده بود

+م.. من الان یه زن شوهردارم... نباید اینقدر بهم نزدیک باشی...


چایونگ: به اون عوضی میگی شوهر؟ کسی که تویه خونه زندونیت کرده؟ معشوقه اشو تو خونه ای که داری باهاش زندگی میکنی نگه داشته ؟ برادرتو کشته ؟ با این آدمی که...


+ حتی اگه همه ی اینایی که میگیم باشه من...من نمیتونم وقتی زن اونم وقتی حلقه اش تو دستمه بهش خیانت کنم...اون.. اون شوهرمه...


بعد یاد چیزی افتادم و با شک ادامه دادم:


+بعدشم...تو...تو از کجا از اتفاقاتی که تویه عمارت ما رخ میده خبر داری ؟ها؟اتفاقاتی که تویه عمارت هوانگ میوفته رو هیچکس حتی نزدیکترین فرد بهشون هم ازش خبر نداره، تو که دیگه دشمنشونی ، از کجا میدونی چایونگ؟


یه لحظه یکه خورد ، انگار انتظار نداشت به همچین چیزی اشاره کنم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۵۹چانیونگ: به اونجاش کاری نداشته باش یونا من میخوام طل...

چند دقیقه بعد به مکانی رسیدیم ، در رو برام باز کرد و من هم ب...

به سمت یجی برگشتم و به بازوش زدم+نگو دیگه اینطوریییییبه زور ...

وقتی هیونین بیرون رفت گوشی رو برداشتم که به یونا زنگ بزنم و ...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

shede and shineپارت 3با صدای داد یه نفر بیدار شدم ......رفتم...

پس میون اون شب‌های سخت‌ات دل‌تنگ من هم شدئ؟ دل‌تنگ خودِ قدیم...

وقتی بهت خیانت میکنه p۴ویو جیمین وقتی اعضا اون حرفا رو بهم ز...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوجی ایتادوری)وقتی ناراحتی، با ک...

دلم برا اون موقع ها ک بابامم میفهمید افسردگی اذیتم میکنه و ه...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

rced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:11جینا:از بیمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط