حکایت دوستی من با تو…حکایت قهوه ایست که با یاد تو تلخ تلخ
حکایت دوستی من با تو…حکایت قهوه ایست که با یاد تو تلخ تلخ نوشیدم…!که با هرجرعه، بسیار اندیشیدم
که این طعم را دوست دارم یا نه…؟!
و آنـقــــدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن که انتظار تمام شدنش را نداشتم….!
تمام که شد فهمیدم باز قهوه تلخ میخواهم!
حتی تاخ تلخ…!!
که این طعم را دوست دارم یا نه…؟!
و آنـقــــدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن که انتظار تمام شدنش را نداشتم….!
تمام که شد فهمیدم باز قهوه تلخ میخواهم!
حتی تاخ تلخ…!!
- ۱.۹k
- ۰۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط