{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مث طعم قهوه ے اسپرسوے روے میزمے ،،

مث طعم قهوه ے اسپرسوے روے میزمے ،،
همون قدر تلخ و همون قدر گَس و همون قدر خواستنے ،،،
ڪه وقتے لب میزنم به فنجون توے دستم ،تلخیش وجودمو پر میکنه...
خبردارے که شدے قهوه ے خورده و نخورده ے هر روز من !؟
ڪه شدم محتااج بودنت و دیوونه ے نبودنت ...
قهوه ے تلخ زندگیم ،خوردنت تسکین و نخوردنت هزار و یڪ درد ...
تو،تلخ ترین اتفااق دنیااے من بودے ،
ڪه تلخیش رفت زیر زبونم ...
کااش خبر داشتے که هم شدے درد و هم شدے درمون.
ببین من
معتااد اون تلخے قهوه ے لباتم ،
ڪه تمام وجودمو آروم‌ میکنه ....
دیدگاه ها (۸)

در سایه ی گذشته🌑# قسمت دوم: «شکستن دیوارها» 🖤---### یک هفته ...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

زندگی بدون عشق مثل قهوه بدون شکر می مونه.اولش که اونو مزه م...

short story

#دختر‌شیطون‌بلا137هی داشت تو کمرم ضربه میزد که دستش رو پس زد...

ندونستی قدر منو نهما دوتا فقط میخوریم به درد هموسرِ همو درد ...

چندشاتی جونگکوک(پارت۱۲)

p 93

شرطا: 120 لایک 70 کامنت 30 بازنشر

CHERRY BLOSSOM Part 3۱×اومدم فقط...بابت دیشب عذرخواهی کنم شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط