دلم شکست!امشب يه سوسک ديدم که داشت جلوم رو ميز راه ميرفت!
دلم شکست!امشب يه سوسک ديدم که داشت جلوم رو ميز راه ميرفت!
نگاش کردم گفتم چته تو؟؟؟
يه نگاهه مظلومانه بهم کرد ذل زد توچشام,چشاش پره اشک شده بود!
ازدنيا بريده بود يهو بغضش ترکيدگفت آخه مرد اين رسمشه؟؟؟
رسمشه من تو اين سنوسال,اول جوونى,زنمو ازدس بدم؟؟
گفتم چى شده آخه؟!؟!
گفت يه سوسکو چندسال ميخواستم رفتم جلو که زنم شه
باباش راضي نميشد,واسطه بردم,گريه کردم,آخر باباش راضى شد!!
تمام زندگيم بود امشب باهاش اومدم بيرون که يه دورى بزنيم
امايکى ازشماها تاديد مارو حمله کرد به ما, من تونستم فرارکنم
اما زندگيمو اون نامرد کشت آخه اين رسمشه؟؟؟
ما خانواده نداريم؟؟ماعشق نداريم؟؟
من ديگه اشکام درومد سريع از اتاق رفتم!!
نميدونم الان کجاس.کاش ميتونستم آرومش کنم امانشد!!!!!
دوستان قبول کنيد واقعأ ازدس دادن عشق سخته!!
ازتون خواهش ميکنم اگه خواستيد سوسکى رو بکشيد
حداقل ببينيد حلقه تو دسشه يانه..!!ممنونم!!
"ديوونه هم خودتى"
نگاش کردم گفتم چته تو؟؟؟
يه نگاهه مظلومانه بهم کرد ذل زد توچشام,چشاش پره اشک شده بود!
ازدنيا بريده بود يهو بغضش ترکيدگفت آخه مرد اين رسمشه؟؟؟
رسمشه من تو اين سنوسال,اول جوونى,زنمو ازدس بدم؟؟
گفتم چى شده آخه؟!؟!
گفت يه سوسکو چندسال ميخواستم رفتم جلو که زنم شه
باباش راضي نميشد,واسطه بردم,گريه کردم,آخر باباش راضى شد!!
تمام زندگيم بود امشب باهاش اومدم بيرون که يه دورى بزنيم
امايکى ازشماها تاديد مارو حمله کرد به ما, من تونستم فرارکنم
اما زندگيمو اون نامرد کشت آخه اين رسمشه؟؟؟
ما خانواده نداريم؟؟ماعشق نداريم؟؟
من ديگه اشکام درومد سريع از اتاق رفتم!!
نميدونم الان کجاس.کاش ميتونستم آرومش کنم امانشد!!!!!
دوستان قبول کنيد واقعأ ازدس دادن عشق سخته!!
ازتون خواهش ميکنم اگه خواستيد سوسکى رو بکشيد
حداقل ببينيد حلقه تو دسشه يانه..!!ممنونم!!
"ديوونه هم خودتى"
- ۷۸۳
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)