{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی از دوست خود پرسید: .

مردی از دوست خود پرسید: .

تا به حال که شصت سال از عمرت می گذرد،. آیا به یکی از آرزوهای جوانی ات رسیده ای؟
گفت: آری، فقط به یکی،.............. هنگامی که پدرم در کودکی مرا تنبیه می کرد و موی سرم را می کشید،. آرزو می کردم که به هیچ وجه مو نداشته باشم و اکنون به این آرزو رسیده ام......
دیدگاه ها (۲)

عیدتان مبارک....خدانگهدارتان

عید سعید فطر بر شما مبارک بادو چقدر سخت است , که این عزیزتری...

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد. خلیفه گفت: مرا پندی بده!...

.

وارث سایه ها

#بی_بال_پریدن نوشته: #قیصر_امین_پور خوانده شده در 25 شهریور ...

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

پیوند خون و اختیارپارت ۳ | دشمنی در سایه‌هاصدای شکستن شیشه، ...

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

dark life = 38

p17عصر روز بعد...تهیونگ دوباره وارد آتلیه شد.صدای آرام کشیده...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۹صدای قدم‌ها از طبقه‌ی بالا نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط