{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیایید مشکل انسان های زیادی را با شدت نشان بدیم

بیایید مشکل انسان های زیادی را با شدت نشان بدیم .
یک قاتل !
حاشیه از محیط شروع می‌شود
زیر زمین
تاریکی و بوی نم
هیکلی فرو رفته در کثافط که روی یک صندلی چوبی با پایه های نازک تکیده که صدایش توی تمام زیر زمین پیچیده .
لامپ زرد رنگی که اطرافش پر از پشه هست .
و اصالت از درون همین انسان شروع می‌شود .
انسانی که شاید بتوان قاتل نامید .
زیرا باید اینگونه تصور شود .
و بگیم تنها مشکلی که به عنوان یک تیکه گوشت متحرک دارد ، اینه که مجبوره کسی رو که هر روز می‌بینه دوست بدارد !
زیرا برای او ، که روحی ندارد ، دوست داشتن کسی یعنی دردسری که با خشونت ترکیب میشه .


{{ اگر احساسات من آنقدر امن بود که با بروز دادنش به هیچکس آسیب نمی‌رسید ، هیچوقت توی تنهایی گریه نمی کردم }}
دیدگاه ها (۱)

قاضی !یک مرد بیمار ، خمارِ عدالت ، مست جایگاه و بچه ای مسموم...

شاید وقتی توی سنین بزرگسالی فرو میروم ، بیشتر در خود درگیر ش...

در آسمانِ به رنگ آسفالت ، زمانی که حالت تهوع تنها نبض روح می...

زمانی بود که او زنده بود و راه می‌رفت .اکنون که به جنازه اش ...

Fallible love(عشق خطاپذیر)

#سناریو #درخواستی#چندپارتیپارت ۵وقتی توی اتاق خوابمونیم که ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط