{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بارم با مخاطب خاصـــــم رفتیم کــــوه

یه بارم با مخاطب خاصـــــم رفتیم کــــوه

لبه پرتگــــاه پاهاش سُر خورد دستاشـــو گرفتم که نره

اما یاد این جملـــه افتادم که میگه عشقتـــــو رها کن اگه برگشت که

مال توئه اگه نه از اولــــم مال تو نبوده

منم دستاشــــو رها کردم دیگه برنگشت یعنی منـــــو نخواست بیشعور !
دیدگاه ها (۲)

تنهاچیزی که یک مردروزنده نگه میداره رویاهاشه ,اگه رویاهاش بم...

یه ایرانی و یه ژاپنی با هم رفیق بودن ژاپنی ایرانی رو میبره ک...

اگه کسی به خاطر چیزای احمقانه و کوچیک از دستت عصبانی شد، یعن...

part47. . چند ساعت آینده همشون مشغول شنا کردن بودن و چندباری...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴یک هفته بعد...رینا توی ...

پارت سوم|دیدارپارک لاراـ میچا، حداقل بگو کجا داریم می‌ریم!می...

KIM V

خجالتیه؟ = عااا خب نه راستش این یکم... _ از اینجا برید قشنگ ...

‹ᵂᵉᵈⁿᵉˢᵈᵃʸ› _ ⁶ ᵖᵐ نور غروب خورشید از لای پرده‌ های کرم‌رنگ ...

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

یه بار با مخاطب خاصم رفتیم کوه لبه پرتگاه پاش سُر خورد دستاش...

یه بار با مخاطب خاص..ـــــــــــم رفته بودیم کوهلبه پرتگاه پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط