{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدربزرگم نصفه شب قلبش درد گرفت بردیمش بیمارستان، پرستاره

پدربزرگم نصفه شب قلبش درد گرفت بردیمش بیمارستان، پرستاره میپرسه سکته کرده ؟









گفتم : نه ، دیدیم خوابه ، یواشکی آوردیمش ختنه اش کنیم
دیدگاه ها (۵)

به حروف زیر به مدت ۱۰ ثانیه بدون پلک زدن خیره بشوید.سپس چشمه...

سلام دوستای گلم میشه لطف کنید تو هر گروهی هستید از امشب تا آ...

تا میتونید زندگی کنید که تهش باید بدطور جون بدید ...

کثیف ترین خاطرات دوران کودکیمنم بیام؟ نه ما داریم میریم آمپو...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

رمان عشق مافیا پارت 13 درستہ شرط گذاشتہ بودم ولی صبر ندارم ب...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

I'm not jealous part 57خواست چیزی بگه که یهو گوشیش زنگ خورد ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 155✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط