{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد تو که می افتم

یاد تو که می افتم
دست دلم را مے گیرم
مےرویم پاےقرار هاےنیامده ات
به تو فکر مےکنم
و زیبایے چشمانت
حواسم را به هم مے ریزد
ناگهان
مُشتے از واژه هاے مست
روحم را زیر مےگیرند
عشق از رگ هایم بیرون مےپاشد
و جاے پاے انتظارم شعرےمےروید .
دیدگاه ها (۱)

خیلےدلم میخاد برم نصف شب بالاے پشت بوم ، همه شهر زیر پام ببی...

زندانے امزندانےِ نبـــــودنت...تشویش هایم زنجیرهایےشده اند پ...

به همین سادگے ،هر شباز کسے که دوستش داریمدورتر می شویم ،همان...

در برابر هر زن زیبا ، مرد بدبختے هم هست که از بودن با او خست...

{ددی فاکر}

#سناریو

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۲«رازِ وارث»صدای قدم‌های مرد ناشناس د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط